exorcized demons
بیرون راندن شیاطین
exorcized spirits
بیرون راندن ارواح
exorcized fears
بیرون راندن ترسها
exorcized negativity
بیرون راندن منفیگرایی
exorcized energy
بیرون راندن انرژی
exorcized influence
بیرون راندن نفوذ
exorcized presence
بیرون راندن حضور
exorcized thoughts
بیرون راندن افکار
exorcized attachments
بیرون راندن وابستگیها
the spirits were exorcized from the haunted house.
ارواح از خانه تسخیر شده بیرون رانده شدند.
he believed he could be exorcized from his bad luck.
او معتقد بود که میتواند از بدشانسی خود رهایی یابد.
the priest exorcized the demon from the possessed girl.
کشیش شیطان را از دختر تسخیر شده بیرون راند.
they conducted a ritual to exorcize the negative energy.
آنها یک مراسم برای بیرون راندن انرژی منفی انجام دادند.
she felt lighter after being exorcized of her fears.
او بعد از رهایی از ترسهایش احساس سبکی کرد.
he sought help to be exorcized from his addiction.
او به دنبال کمک برای رهایی از اعتیاد خود بود.
the ancient text described how to exorcize evil spirits.
متن باستانی توضیح میداد که چگونه ارواح شیطانی را بیرون راند.
the community came together to exorcize the fears surrounding the event.
جامعه برای بیرون راندن ترسهای مربوط به این رویداد گرد هم آمد.
she felt that she had finally exorcized her past mistakes.
او احساس کرد که بالاخره اشتباهات گذشته خود را رهایی کرده است.
exorcized demons
بیرون راندن شیاطین
exorcized spirits
بیرون راندن ارواح
exorcized fears
بیرون راندن ترسها
exorcized negativity
بیرون راندن منفیگرایی
exorcized energy
بیرون راندن انرژی
exorcized influence
بیرون راندن نفوذ
exorcized presence
بیرون راندن حضور
exorcized thoughts
بیرون راندن افکار
exorcized attachments
بیرون راندن وابستگیها
the spirits were exorcized from the haunted house.
ارواح از خانه تسخیر شده بیرون رانده شدند.
he believed he could be exorcized from his bad luck.
او معتقد بود که میتواند از بدشانسی خود رهایی یابد.
the priest exorcized the demon from the possessed girl.
کشیش شیطان را از دختر تسخیر شده بیرون راند.
they conducted a ritual to exorcize the negative energy.
آنها یک مراسم برای بیرون راندن انرژی منفی انجام دادند.
she felt lighter after being exorcized of her fears.
او بعد از رهایی از ترسهایش احساس سبکی کرد.
he sought help to be exorcized from his addiction.
او به دنبال کمک برای رهایی از اعتیاد خود بود.
the ancient text described how to exorcize evil spirits.
متن باستانی توضیح میداد که چگونه ارواح شیطانی را بیرون راند.
the community came together to exorcize the fears surrounding the event.
جامعه برای بیرون راندن ترسهای مربوط به این رویداد گرد هم آمد.
she felt that she had finally exorcized her past mistakes.
او احساس کرد که بالاخره اشتباهات گذشته خود را رهایی کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید