expanses

[ایالات متحده]/ɪkˈspæn.sɪz/
[بریتانیا]/ɪkˈspæn.sɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق وسیع از زمین یا دریا

عبارات و ترکیب‌ها

vast expanses

فضاهای وسیع

open expanses

فضاهای باز

endless expanses

فضاهای بی پایان

quiet expanses

فضاهای آرام

wild expanses

فضاهای وحشی

frozen expanses

فضاهای یخ زده

empty expanses

فضاهای خالی

beautiful expanses

فضاهای زیبا

green expanses

فضاهای سبز

desolate expanses

فضاهای متروک

جملات نمونه

the vast expanses of the ocean are breathtaking.

گستره‌های وسیع اقیانوس نفس‌گیر هستند.

we explored the expanses of the desert.

ما وسعت‌های بیابان را کاوش کردیم.

the artist painted the expanses of the sky.

هنرمند وسعت آسمان را نقاشی کرد.

they traveled across the expanses of the countryside.

آنها در وسعت‌های حومه سفر کردند.

the expanses of the forest are home to many species.

وسعت‌های جنگل زیستگاه بسیاری از گونه‌ها است.

she gazed at the expanses of the starry night.

او به وسعت آسمان شب پرستید.

expanses of green fields stretched as far as the eye could see.

وسعت‌های مزارع سبز تا آنجا که چشم می‌دید، گسترش یافته بودند.

the expanses of the tundra are harsh but beautiful.

وسعت‌های توندرا خشن اما زیبا هستند.

we admired the expanses of the national park.

ما به وسعت‌های پارک ملی علاقه مند بودیم.

he loves to hike in the expanses of the mountains.

او عاشق پیاده‌روی در وسعت‌های کوهستان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید