expatriations

[ایالات متحده]/ɛkˌspeɪtrɪˈeɪʃənz/
[بریتانیا]/ɛkˌspeɪtriˈeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل رها کردن تابعیت؛ وضعیت اخراج از کشور زادگاه فرد

عبارات و ترکیب‌ها

expatriations process

فرآیند انتقال

expatriations policy

سیاست انتقال

expatriations benefits

مزایای انتقال

expatriations challenges

چالش‌های انتقال

expatriations services

خدمات انتقال

expatriations trends

روندهای انتقال

expatriations issues

مشکلات انتقال

expatriations solutions

راه حل های انتقال

expatriations statistics

آمار انتقال

expatriations agreements

توافقات انتقال

جملات نمونه

many expatriations occur for job opportunities.

بسیاری از مهاجرت‌ها به دلیل فرصت‌های شغلی رخ می‌دهند.

expatriations can lead to cultural adjustments.

مهاجرت‌ها می‌توانند منجر به سازگاری فرهنگی شوند.

some expatriations are temporary assignments.

برخی از مهاجرت‌ها، ماموریت‌های موقت هستند.

expatriations often require legal paperwork.

مهاجرت‌ها اغلب نیاز به مدارک قانونی دارند.

successful expatriations depend on support networks.

مهاجرت‌های موفق به شبکه‌های حمایتی بستگی دارند.

expatriations can enhance professional skills.

مهاجرت‌ها می‌توانند مهارت‌های حرفه‌ای را ارتقا دهند.

many companies encourage expatriations for growth.

بسیاری از شرکت‌ها برای رشد، مهاجرت‌ها را تشویق می‌کنند.

expatriations may involve language learning.

مهاجرت‌ها ممکن است شامل یادگیری زبان باشد.

expatriations are common in multinational corporations.

مهاجرت‌ها در شرکت‌های چندملیتی رایج هستند.

expatriations can create networking opportunities.

مهاجرت‌ها می‌توانند فرصت‌های شبکه‌سازی ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید