coordinator

[ایالات متحده]/kəʊˈ ɔ:dɪneɪtə/
[بریتانیا]/ko'ɔrdn,etɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مسئول سازماندهی بخش‌های مختلف یک رویداد یا فعالیت پیچیده است

عبارات و ترکیب‌ها

logistics coordinator

هماهنگ‌کننده لجستیک

program coordinator

هماهنگ‌کننده برنامه

جملات نمونه

The UN Office for the Coordination of Humanitarian Affairs, headed by the Emergency Relief Coordinator, coordinates all UN emergency relief.

دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد، به ریاست هماهنگ‌کننده امداد اضطراری، کلیه فعالیت‌های امدادرسانی سازمان ملل متحد را هماهنگ می‌کند.

On Oct. 20, Dr.Brailer, the Health Information Technology national coordinator, will make his second visit to see our progress and explore how the federal government can accelerate it.

در 20 اکتبر، دکتر برایلر، هماهنگ کننده ملی فناوری اطلاعات بهداشتی، از پیشرفت ما بازدید خواهد کرد و بررسی خواهد کرد که چگونه دولت فدرال می‌تواند آن را تسریع بخشد.

With ZAFT having stolen four of the prototypes, young Coordinator Kira Yamato pilots the GAT-X105 Strike Gundam and is forced to fight his old friend Athrun Zala.

با سرقت چهار نمونه اولیه توسط ZAFT، کیرا یاماتو، هماهنگ کننده جوان، گاندام Strike GAT-X105 را خلبانی می‌کند و مجبور است با دوست قدیمی خود، آترون زالا مبارزه کند.

She works as an event coordinator for a large company.

او به عنوان هماهنگ کننده رویدادها برای یک شرکت بزرگ کار می‌کند.

The project coordinator is responsible for ensuring all tasks are completed on time.

هماهنگ کننده پروژه مسئول اطمینان از اتمام همه کارها در زمان مقرر است.

The coordinator will be in charge of scheduling meetings.

هماهنگ کننده مسئول زمان‌بندی جلسات خواهد بود.

The coordinator facilitated communication between different departments.

هماهنگ کننده ارتباطات بین بخش‌های مختلف را تسهیل کرد.

As a coordinator, she must be able to multitask effectively.

همانطور که یک هماهنگ کننده، او باید بتواند به طور موثر چند کار را همزمان انجام دهد.

The coordinator organized a successful fundraising event for the charity.

هماهنگ کننده یک رویداد جمع‌آوری کمک‌های مالی موفق برای خیریه برگزار کرد.

The coordinator liaises with external partners to ensure smooth collaboration.

هماهنگ کننده با شرکای خارجی ارتباط برقرار می‌کند تا همکاری روان را تضمین کند.

The coordinator plays a key role in project management.

هماهنگ کننده نقش کلیدی در مدیریت پروژه ایفا می‌کند.

She was appointed as the coordinator for the international conference.

او به عنوان هماهنگ کننده کنفرانس بین‌المللی منصوب شد.

The coordinator's attention to detail is crucial for the success of the project.

توجه هماهنگ کننده به جزئیات برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

نمونه‌های واقعی

I give stunt coordinators such immense anxiety.

من هوداران را به شدت مضطرب می کنم.

منبع: Connection Magazine

Marcelo Salazar is Health in Harmony's Brazil program coordinator.

مارسلو سالازار هماهنگ کننده برنامه برزیل در سازمان بهداشت هارمونی است.

منبع: VOA Slow English Technology

PowerChina acts as the project's coordinator.

PowerChina به عنوان هماهنگ کننده پروژه عمل می کند.

منبع: CRI Online April 2019 Collection

Maria Jose de Torres is resident coordinator for the UN Development Program.

ماریا خوزه د تورس هماهنگ کننده مقیم برای برنامه توسعه سازمان ملل متحد است.

منبع: VOA Daily Standard November 2018 Collection

Louise Aubin is the coordinator in Niger for the United Nations.

لویی آوبین هماهنگ کننده نیجر برای سازمان ملل متحد است.

منبع: VOA Special August 2023 Collection

NATO also said it would create a new coordinator for counterterrorism.

ناتو همچنین گفت که یک هماهنگ کننده جدید برای مبارزه با تروریسم ایجاد خواهد کرد.

منبع: NPR News July 2023 Collection

The White House's top pandemic coordinator says the US is ready.

هماهنگ کننده ارشد همه‌گیری کاخ سفید می گوید که ایالات متحده آماده است.

منبع: VOA Daily Standard August 2022 Collection

Nils Kinuani is the immigration coordinator for the Congolese Community of Washington Metropolitan.

نلس کینوانی هماهنگ کننده مهاجرت برای جامعه کنگولی واشنگتن متروپولیتن است.

منبع: VOA Special September 2023 Collection

She was a church coordinator who -- also laid off because of the coronavirus.

او یک هماهنگ کننده کلیسا بود که - همچنین به دلیل ویروس کرونا اخراج شد.

منبع: PBS Interview Social Series

I wasn't sure how I do it, so I contacted the volunteer coordinator, Catherine .

مطمئن نبودم چگونه این کار را انجام دهم، بنابراین با هماهنگ کننده داوطلبان، کاترین تماس گرفتم.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید