explicandum

[ایالات متحده]/ˌɛksplɪˈkændəm/
[بریتانیا]/ˌɛksplɪˈkændəm/

ترجمه

n. یک اصطلاح یا بیان که نیاز به توضیح دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

explicandum example

نمونه‌ی توضیح‌پذیر

explicandum concept

مفهوم توضیح‌پذیر

explicandum statement

بیانیه توضیح‌پذیر

explicandum issue

مشکل توضیح‌پذیر

explicandum theory

تئوری توضیح‌پذیر

explicandum phenomenon

پدیده‌ی توضیح‌پذیر

explicandum argument

استدلال توضیح‌پذیر

explicandum principle

اصل توضیح‌پذیر

explicandum model

مدل توضیح‌پذیر

explicandum factor

عامل توضیح‌پذیر

جملات نمونه

the concept of explicandum is essential in philosophy.

مفهوم قابل توضیح در فلسفه ضروری است.

in linguistics, explicandum refers to what needs to be explained.

در زبان‌شناسی، قابل توضیح به آنچه نیاز به توضیح دارد اشاره دارد.

every theory has its explicandum and explicans.

هر نظریه قابل توضیح و توضیح‌دهنده خود را دارد.

the explicandum must be clear for effective communication.

قابل توضیح باید برای برقراری ارتباط موثر واضح باشد.

researchers often struggle with identifying the explicandum.

محققان اغلب در شناسایی قابل توضیح مشکل دارند.

his paper focused on the explicandum of social behavior.

مقاله او بر روی قابل توضیح رفتار اجتماعی متمرکز بود.

the explicandum in this study is quite complex.

قابل توضیح در این مطالعه بسیار پیچیده است.

understanding the explicandum can lead to deeper insights.

درک قابل توضیح می تواند منجر به بینش عمیق تری شود.

in science, the explicandum is often a phenomenon.

در علم، قابل توضیح اغلب یک پدیده است.

philosophers debate the nature of explicandum extensively.

فیلسوفان به طور گسترده در مورد ماهیت قابل توضیح بحث می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید