externalizing

[ایالات متحده]/ɪkˈstɜːnəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ɪkˈstɜrnəlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی شکل فیزیکی دادن؛ عینی یا ملموس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

externalizing behavior

رفتار بیرونی‌گرایانه

externalizing problems

مشکلات بیرونی‌گرایانه

externalizing thoughts

افکار بیرونی‌گرایانه

externalizing emotions

احساسات بیرونی‌گرایانه

externalizing feedback

بازخورد بیرونی‌گرایانه

externalizing stress

استرس بیرونی‌گرایانه

externalizing issues

مسائل بیرونی‌گرایانه

externalizing strategies

استراتژی‌های بیرونی‌گرایانه

externalizing tendencies

گرایش‌های بیرونی‌گرایانه

externalizing risks

خطرات بیرونی‌گرایانه

جملات نمونه

externalizing emotions can lead to better mental health.

بیرون‌ریزی احساسات می‌تواند منجر به سلامت روان بهتر شود.

she is externalizing her thoughts through art.

او افکار خود را از طریق هنر بیان می‌کند.

externalizing problems can help in finding solutions.

بیرون‌ریزی مشکلات می‌تواند به یافتن راه‌حل‌ها کمک کند.

he is externalizing his fears instead of confronting them.

او به جای مواجهه با آن‌ها، ترس‌های خود را بیان می‌کند.

externalizing your goals can increase accountability.

بیرون‌ریزی اهداف شما می‌تواند مسئولیت‌پذیری را افزایش دهد.

the therapist suggested externalizing her anxiety.

درمانگر پیشنهاد کرد اضطراب او را بیان کند.

externalizing thoughts can improve clarity and focus.

بیرون‌ریزی افکار می‌تواند وضوح و تمرکز را بهبود بخشد.

by externalizing his creativity, he found new inspiration.

با بیان خلاقیت خود، او الهام جدیدی یافت.

externalizing issues in a group setting can foster collaboration.

بیرون‌ریزی مسائل در یک محیط گروهی می‌تواند همکاری را تقویت کند.

she believes that externalizing her struggles will help her heal.

او معتقد است که بیان کردن مشکلاتش به او کمک می‌کند تا التیام یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید