externe link
پیوند خارجی
externe factor
عامل خارجی
externe gegevens
اطلاعات خارجی
externe invloed
تاثیر خارجی
externe bron
منبع خارجی
externe audit
بازرسی خارجی
externe hulp
کمک خارجی
externe kosten
هزینه های خارجی
externe partner
همکار خارجی
externe service
خدمات خارجی
we need to consider the externe factors affecting our project.
ما باید عوامل بیرونی تأثیرگذار بر پروژه خود را در نظر بگیریم.
the externe environment plays a crucial role in business success.
محیط بیرونی نقش حیاتی در موفقیت کسب و کار دارد.
they hired an externe consultant to improve their strategy.
آنها برای بهبود استراتژی خود یک مشاور بیرونی استخدام کردند.
externe influences can alter public opinion significantly.
تأثیرات بیرونی می توانند به طور قابل توجهی نظر عمومی را تغییر دهند.
it's important to evaluate the externe risks before making a decision.
ارزیابی خطرات بیرونی قبل از تصمیم گیری مهم است.
we have to adapt to the externe changes in the market.
ما باید با تغییرات بیرونی در بازار سازگار شویم.
externe communication is essential for effective teamwork.
ارتباطات بیرونی برای کار تیمی موثر ضروری است.
understanding externe pressures can help us navigate challenges.
درک فشارهای بیرونی می تواند به ما کمک کند تا بر چالش ها غلبه کنیم.
they faced many externe challenges during the project.
آنها در طول پروژه با چالش های بیرونی زیادی روبرو شدند.
externe collaborations can lead to innovative solutions.
همکاری های بیرونی می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.
externe link
پیوند خارجی
externe factor
عامل خارجی
externe gegevens
اطلاعات خارجی
externe invloed
تاثیر خارجی
externe bron
منبع خارجی
externe audit
بازرسی خارجی
externe hulp
کمک خارجی
externe kosten
هزینه های خارجی
externe partner
همکار خارجی
externe service
خدمات خارجی
we need to consider the externe factors affecting our project.
ما باید عوامل بیرونی تأثیرگذار بر پروژه خود را در نظر بگیریم.
the externe environment plays a crucial role in business success.
محیط بیرونی نقش حیاتی در موفقیت کسب و کار دارد.
they hired an externe consultant to improve their strategy.
آنها برای بهبود استراتژی خود یک مشاور بیرونی استخدام کردند.
externe influences can alter public opinion significantly.
تأثیرات بیرونی می توانند به طور قابل توجهی نظر عمومی را تغییر دهند.
it's important to evaluate the externe risks before making a decision.
ارزیابی خطرات بیرونی قبل از تصمیم گیری مهم است.
we have to adapt to the externe changes in the market.
ما باید با تغییرات بیرونی در بازار سازگار شویم.
externe communication is essential for effective teamwork.
ارتباطات بیرونی برای کار تیمی موثر ضروری است.
understanding externe pressures can help us navigate challenges.
درک فشارهای بیرونی می تواند به ما کمک کند تا بر چالش ها غلبه کنیم.
they faced many externe challenges during the project.
آنها در طول پروژه با چالش های بیرونی زیادی روبرو شدند.
externe collaborations can lead to innovative solutions.
همکاری های بیرونی می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید