extrahepatic

[ایالات متحده]/ˌekstrəhɪˈpætɪk/
[بریتانیا]/ˌɛkstrəhɪˈpætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقع در یا اتفاق افتاده در خارج از کبد

عبارات و ترکیب‌ها

extrahepatic bile

انسداد خارج کبدی

extrahepatic vessels

رگ‌های خارج کبدی

extrahepatic disease

بیماری خارج کبدی

extrahepatic portal

پورتال خارج کبدی

extrahepatic metastasis

متاستاز خارج کبدی

extrahepatic cholestasis

کوله‌ستازی خارج کبدی

extrahepatic obstruction

انسداد خارج کبدی

extrahepatic lymphatics

لنفاوی خارج کبدی

extrahepatic involvement

درگیری خارج کبدی

extrahepatic circulation

گردش خون خارج کبدی

جملات نمونه

extrahepatic bile duct obstruction can lead to jaundice.

انسداد مجرای صفرا خارج کبدی می‌تواند منجر به زردی شود.

he was diagnosed with extrahepatic cholangiocarcinoma.

او به دلیل کولانژیوکارسینومای خارج کبدی تشخیص داده شد.

extrahepatic manifestations of the disease were observed.

علائم خارج کبدی بیماری مشاهده شد.

extrahepatic circulation plays a role in drug metabolism.

گردش خون خارج کبدی در متابولیسم داروها نقش دارد.

she suffered from extrahepatic complications after surgery.

او پس از جراحی دچار عوارض خارج کبدی شد.

extrahepatic fat accumulation can lead to metabolic disorders.

تجمع چربی خارج کبدی می‌تواند منجر به اختلالات متابولیک شود.

the study focused on extrahepatic vascularization in tumors.

این مطالعه بر روی تومورهای عروقی خارج کبدی متمرکز بود.

extrahepatic infections may complicate liver disease treatment.

عفونت‌های خارج کبدی ممکن است درمان بیماری کبدی را پیچیده کند.

they found extrahepatic lesions during the examination.

آنها در طول معاینه ضایعات خارج کبدی پیدا کردند.

extrahepatic pathways are crucial for understanding liver function.

مسیرهای خارج کبدی برای درک عملکرد کبد بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید