extraneuronal

[ایالات متحده]/[ˈekstrəˌn(jʊ)rəʊnəl]/
[بریتانیا]/[ˈekstrəˌn(jʊ)rˈoʊnəl]/

ترجمه

adj. قرار گرفته یا انجام شده خارج از نورون‌ها؛ مربوط به یا رخ دادن خارج از نورون‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

extraneuronal spread

پخش خارج از عصبی

extraneuronal transport

حمل و نقل خارج از عصبی

extraneuronal space

فضای خارج از عصبی

extraneuronally released

آزاد شده خارج از عصبی

extraneuronal environment

محیط خارج از عصبی

extraneuronal diffusion

پخش خارج از عصبی

extraneuronal signaling

ارسال سیگنال خارج از عصبی

extraneuronal compartment

بخش خارج از عصبی

extraneuronal pathways

مسیرهای خارج از عصبی

extraneuronal volume

حجم خارج از عصبی

جملات نمونه

the study investigated the presence of extraneuronal dopamine in the striatum.

این مطالعه حضور دوپامین خارج عصبی در استریاتوم را بررسی کرد.

extraneuronal vesicles may play a role in neurotransmitter release.

کیسه‌های خارج عصبی ممکن است در آزادسازی ماده محرک عصبی نقش داشته باشند.

we observed significant levels of extraneuronal acetylcholine following cholinergic blockade.

ما سطح معنادار آکتیل‌کولین خارج عصبی را پس از مسدود شدن سیستم کولینرژیک مشاهده کردیم.

extraneuronal serotonin was quantified using high-performance liquid chromatography.

سروتونین خارج عصبی با استفاده از کروماتوگرافی مایع فاز سریع اندازه‌گیری شد.

the accumulation of extraneuronal amyloid-beta is a hallmark of alzheimer's disease.

تجمع آمیلوئید-بیتا خارج عصبی یک نشانه‌ی معمول بیماری آلزایمر است.

extraneuronal glutamate levels were elevated in the hippocampus of the rats.

سطح گلوتامات خارج عصبی در هیپوکامپ موش‌ها افزایش یافت.

the drug's effect on extraneuronal dopamine concentrations was assessed.

اثر دارو بر غلظت دوپامین خارج عصبی ارزیابی شد.

extraneuronal gaba concentrations decreased after treatment with the new compound.

غلظت گابا خارج عصبی پس از درمان با ترکیب جدید کاهش یافت.

the researchers focused on the role of extraneuronal neurotransmitters in synaptic transmission.

پژوهشگران روی نقش ماده‌های محرک عصبی خارج عصبی در انتقال سیناپسی تمرکز کردند.

we measured the clearance of extraneuronal noradrenaline in the brain tissue.

ما تمیز کردن نوراپی نفرین خارج عصبی در بافت مغز را اندازه گرفتیم.

extraneuronal pools of neurotransmitters can modulate neuronal activity.

پول‌های خارج عصبی ماده‌های محرک عصبی می‌توانند فعالیت عصبی را تنظیم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید