extrications

[ایالات متحده]/ˌɛkstrɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɛkstrɪˈkeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل آزادسازی یا رهایی از یک وضعیت دشوار

عبارات و ترکیب‌ها

emergency extrications

نجات اضطراری

vehicle extrications

نجات از خودرو

rapid extrications

نجات سریع

technical extrications

نجات فنی

rescue extrications

نجات

fire extrications

نجات از آتش

complex extrications

نجات پیچیده

swift extrications

نجات سریع

safe extrications

نجات ایمن

coordinated extrications

نجات هماهنگ شده

جملات نمونه

the firefighters were praised for their swift extrications during the emergency.

消防گران به خاطر نجات سریع خود در شرایط اضطراری مورد تحسین قرار گرفتند.

extrications from the wreckage took several hours.

خروج از میان آوارها چندین ساعت طول کشید.

he specialized in the extrications of trapped individuals.

او در خارج کردن افراد گرفتار تخصص داشت.

the team practiced various extrications to prepare for disasters.

تیم تمرین‌های مختلف نجات را برای آمادگی در برابر فاجعه انجام داد.

effective extrications require proper training and equipment.

نجات‌های مؤثر نیاز به آموزش و تجهیزات مناسب دارد.

they documented their extrications to improve future responses.

آنها روش‌های نجات خود را مستند کردند تا پاسخگویی‌های آینده را بهبود بخشند.

extrications can be dangerous and require careful planning.

خروج می‌تواند خطرناک باشد و نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

witnesses described the harrowing extrications after the accident.

شهود، خروج‌های وحشتناک پس از حادثه را توصیف کردند.

training sessions focused on improving extrications in confined spaces.

جلسات آموزشی بر بهبود خروج در فضاهای محدود متمرکز بود.

his quick extrications saved lives during the crisis.

خروج‌های سریع او جان‌ها را در بحران نجات داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید