exuberances

[ایالات متحده]/ɪɡˈzjuːbərənsɪz/
[بریتانیا]/ɪɡˈzuːbərənsɪz/

ترجمه

n. حالت پر از انرژی، هیجان و شادی؛ کیفیت فراوان یا فراوان بودن؛ سلامت و نشاط

عبارات و ترکیب‌ها

childlike exuberances

شور و شوق کودکانه

youthful exuberances

شور و شوق جوانی

natural exuberances

شور و شوق طبیعی

joyful exuberances

شور و شوق شاد

uncontrollable exuberances

شور و شوق غیرقابل کنترل

infectious exuberances

شور و شوق مسری

boundless exuberances

شور و شوق بی حد و حصر

childhood exuberances

شور و شوق دوران کودکی

spontaneous exuberances

شور و شوق خودجوش

pure exuberances

شور و شوق خالص

جملات نمونه

her exuberances during the festival were contagious.

شور و اشتیاق او در طول جشنواره مسری بود.

children often express their exuberances in playful ways.

کودکان اغلب شور و اشتیاق خود را به روش‌های بازیگانه نشان می‌دهند.

the exuberances of spring bring joy to everyone.

شور و اشتیاق بهار شادی را برای همه به ارمغان می‌آورد.

his exuberances in the classroom inspired his students.

شور و اشتیاق او در کلاس درس الهام بخش دانش‌آموزانش بود.

she danced with exuberances that lit up the stage.

او با شور و اشتیاقی رقصید که صحنه را روشن کرد.

we celebrated with exuberances that lasted all night.

ما با شور و اشتیاقی جشن گرفتیم که تا آخر شب طول کشید.

his exuberances often lead to spontaneous adventures.

شور و اشتیاق او اغلب منجر به ماجراجویی‌های خودجوش می‌شود.

the exuberances of youth can sometimes be overwhelming.

شور و اشتیاق جوانی گاهی اوقات می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

she shared her exuberances through art and music.

او شور و اشتیاق خود را از طریق هنر و موسیقی به اشتراک گذاشت.

exuberances in nature can uplift our spirits.

شور و اشتیاق در طبیعت می‌تواند روحیه ما را بالا ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید