exuviation

[ایالات متحده]/ˌɛksjuːˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɛksjuˈeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند ریزش یا از دست دادن یک لایه خارجی، مانند پوست یا پوسته؛ ریزش بافت اپی‌تلیال، یا از دست دادن دندان‌های اولیه؛ عمل پوست‌اندازی یا ریزش

عبارات و ترکیب‌ها

skin exuviation

دررفتگی پوست

exuviation process

فرآیند دررفتگی

exuviation phase

فاز دررفتگی

exuviation rate

نرخ دررفتگی

exuviation cycle

چرخه دررفتگی

exuviation stage

مرحله دررفتگی

exuviation effects

اثرات دررفتگی

exuviation in reptiles

دررفتگی در خزندگان

exuviation observation

مشاهده دررفتگی

جملات نمونه

exuviation is a natural process for many reptiles.

تخلیت یک فرآیند طبیعی برای بسیاری از خزندگان است.

during exuviation, snakes shed their old skin.

در طول تخلیت، مارها پوست قدیمی خود را می‌ریزند.

exuviation helps insects grow and develop.

تخلیت به حشرات کمک می‌کند تا رشد و توسعه یابند.

some species exhibit exuviation multiple times a year.

برخی از گونه‌ها چندین بار در سال تخلیت را نشان می‌دهند.

exuviation can be triggered by environmental changes.

تخلیت می‌تواند توسط تغییرات محیطی تحریک شود.

understanding exuviation is important for reptile care.

درک تخلیت برای مراقبت از خزندگان مهم است.

exuviation occurs in various life stages of amphibians.

تخلیت در مراحل مختلف زندگی دوزیستان رخ می‌دهد.

exuviation can also affect an animal's behavior.

تخلیت همچنین می‌تواند بر رفتار حیوان تأثیر بگذارد.

proper humidity levels are crucial during exuviation.

سطوح رطوبت مناسب در طول تخلیت بسیار مهم است.

exuviation is often a sign of healthy growth.

تخلیت اغلب نشانه‌ای از رشد سالم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید