big eyeballs
چشمهای بزرگ
rolling eyeballs
چرخیدن چشمها
colorful eyeballs
چشمهای رنگارنگ
fake eyeballs
چشمهای تقلبی
eyeballs pop
چشمها بیرون بزند
eyeballs bulge
چشمها بیرون زده
eyeballs stare
چشمها خیره شود
eyeballs roll
چشمها بچرخد
eyeballs wide
چشمهای گشاد
eyeballs shine
چشمها بدرخشد
he has bright blue eyeballs that stand out.
او چشمانی آبی روشن دارد که برجسته هستند.
the artist painted the character's eyeballs with great detail.
هنرمند با جزئیات فراوان چشمهای شخصیت را نقاشی کرد.
she rolled her eyeballs in disbelief at the news.
او با ناباوری به اخبار، چشمانش را چرخاند.
the doctor examined his eyeballs for any signs of infection.
پزشک چشمهای او را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.
his eyeballs seemed to follow me wherever i went.
به نظر میرسید چشمانش هرجا که میرفتم، مرا دنبال میکنند.
she has a unique ability to see things with her eyeballs.
او توانایی منحصر به فردی برای دیدن چیزها با چشمانش دارد.
the horror movie made me jump out of my eyeballs.
فیلم ترسناک باعث شد از ترس از جا بیفتم.
he was so tired that his eyeballs felt heavy.
او آنقدر خسته بود که چشمانش سنگین احساس میشدند.
she wore colored contacts to change the color of her eyeballs.
او لنزهای رنگی استفاده کرد تا رنگ چشمانش را تغییر دهد.
his eyeballs widened in surprise when he saw the gift.
وقتی هدیه را دید، چشمانش از تعجب گشاد شد.
big eyeballs
چشمهای بزرگ
rolling eyeballs
چرخیدن چشمها
colorful eyeballs
چشمهای رنگارنگ
fake eyeballs
چشمهای تقلبی
eyeballs pop
چشمها بیرون بزند
eyeballs bulge
چشمها بیرون زده
eyeballs stare
چشمها خیره شود
eyeballs roll
چشمها بچرخد
eyeballs wide
چشمهای گشاد
eyeballs shine
چشمها بدرخشد
he has bright blue eyeballs that stand out.
او چشمانی آبی روشن دارد که برجسته هستند.
the artist painted the character's eyeballs with great detail.
هنرمند با جزئیات فراوان چشمهای شخصیت را نقاشی کرد.
she rolled her eyeballs in disbelief at the news.
او با ناباوری به اخبار، چشمانش را چرخاند.
the doctor examined his eyeballs for any signs of infection.
پزشک چشمهای او را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.
his eyeballs seemed to follow me wherever i went.
به نظر میرسید چشمانش هرجا که میرفتم، مرا دنبال میکنند.
she has a unique ability to see things with her eyeballs.
او توانایی منحصر به فردی برای دیدن چیزها با چشمانش دارد.
the horror movie made me jump out of my eyeballs.
فیلم ترسناک باعث شد از ترس از جا بیفتم.
he was so tired that his eyeballs felt heavy.
او آنقدر خسته بود که چشمانش سنگین احساس میشدند.
she wore colored contacts to change the color of her eyeballs.
او لنزهای رنگی استفاده کرد تا رنگ چشمانش را تغییر دهد.
his eyeballs widened in surprise when he saw the gift.
وقتی هدیه را دید، چشمانش از تعجب گشاد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید