eyednesses

[ایالات متحده]/ˈaɪd.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈaɪd.nəs.ɪz/

ترجمه

n. وضعیت چشم کج یا داشتن چشم کج

عبارات و ترکیب‌ها

blue eyednesses

آبی‌چشمی‌ها

green eyednesses

سبزچشمی‌ها

brown eyednesses

قهوه‌ای‌چشمی‌ها

hazel eyednesses

سوسری‌چشمی‌ها

dark eyednesses

تارچشمی‌ها

light eyednesses

روشن‌چشمی‌ها

unique eyednesses

منحصر به فرد چشمی‌ها

rare eyednesses

ناپدید چشمی‌ها

common eyednesses

معمولی چشمی‌ها

varied eyednesses

متنوع چشمی‌ها

جملات نمونه

her unique eyednesses made her stand out in the crowd.

ویژگی‌های منحصربه‌فرد چشم‌هایش باعث شد در میان جمعیت خودنمایی کند.

the artist captured the various eyednesses of his subjects beautifully.

هنرمند به زیبایی، ویژگی‌های مختلف چشم‌های سوژه‌هایش را به تصویر کشید.

different eyednesses can convey different emotions.

ویژگی‌های مختلف چشم‌ها می‌توانند احساسات متفاوتی را منتقل کنند.

she studied the eyednesses of different breeds of cats.

او ویژگی‌های چشم نژادهای مختلف گربه‌ها را مطالعه کرد.

his eyednesses were a topic of conversation among his friends.

ویژگی‌های چشم او موضوع بحث بین دوستانش بود.

many cultures have unique beliefs about eyednesses.

فرهنگ‌های زیادی باورهای منحصربه‌فردی در مورد ویژگی‌های چشم دارند.

photographers often focus on the eyednesses of their models.

عکاسان اغلب بر روی ویژگی‌های چشم مدل‌های خود تمرکز می‌کنند.

her eyednesses were mesmerizing during the performance.

ویژگی‌های چشم او در طول اجرا مسحورکننده بود.

people often comment on the eyednesses of famous actors.

مردم اغلب در مورد ویژگی‌های چشم بازیگران مشهور نظر می‌دهند.

he wrote a thesis on the significance of eyednesses in art.

او در مورد اهمیت ویژگی‌های چشم در هنر پایان‌نامه‌ای نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید