a credible eyewitness
یک شاهد عینی معتبر
an eyewitness account
گزارش شاهد عینی
reliable eyewitness testimony
شهادت شاهد عینی قابل اعتماد
key eyewitness testimony
شهادت کلیدی شاهد عینی
eyewitness accounts of the London blitz.
گزارشهای شاهدان عینی از بمباران لندن
The police questioned several eyewitness to the murder.
پلیس با چندین شاهد عینی قتل بازجویی کرد.
The examination of all the eyewitnesses took a week.
بررسی همه شاهدان عینی یک هفته طول کشید.
reached into a pocket and produced a packet of matches; failed to produce an eyewitness to the crime.
به داخل جیب خود دسترسی پیدا کرد و یک بسته کبریت بیرون آورد؛ نتوانست شاهد عینی جرم را ارائه دهد.
No matter, we do have reason to take note of research findings about human memory that have a bearing on eyewitness and earwitness testimony.
مهم نیست، ما دلیل خوبی برای توجه به یافتههای تحقیقاتی در مورد حافظه انسان داریم که بر شهادت شاهدان و شاهدان شنوایی تأثیر میگذارد.
factions that clashed on a tax increase; an eyewitness account that clashed with published reports.
گروههایی که در مورد افزایش مالیات با هم درگیر شدند؛ یک گزارش شاهد عینی که با گزارشهای منتشر شده در تضاد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید