face-lift

[ایالات متحده]/ˈfeɪs.lɪft/
[بریتانیا]/ˈfeɪs.lɪft/

ترجمه

n. بازسازی یا بهبود ظاهر
v. بازسازی نمای ساختمان یا تحت نظر گرفتن جراحی زیبایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

face-lift surgery

جراحی پیکر تراشی

get a face-lift

چهره خود را لیفت کنید

face-lift cost

هزینه لیفت صورت

dramatic face-lift

لیفت صورت دراماتیک

consider a face-lift

لیفت صورت را در نظر بگیرید

undergoing a face-lift

در حال انجام لیفت صورت

face-lift results

نتایج لیفت صورت

mini face-lift

لیفت صورت مینی

planning a face-lift

برنامه‌ریزی برای لیفت صورت

new face-lift

لیفت صورت جدید

جملات نمونه

she decided to get a face-lift to look younger.

او تصمیم گرفت برای اینکه جوان‌تر به نظر برسد، لیفت صورت انجام دهد.

the aging building underwent a complete face-lift.

ساختمان قدیمی تحت بازسازی کامل قرار گرفت.

the car received a face-lift with a new grill.

خودرو با یک جلوپنجره جدید، بازسازی شد.

he considered a face-lift but was hesitant about the cost.

او در مورد انجام لیفت صورت فکر کرد، اما در مورد هزینه مردد بود.

the company gave its website a visual face-lift.

شرکت به وب سایت خود یک طراحی بصری جدید بخشید.

after the face-lift, she felt more confident.

پس از لیفت صورت، او احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

the product line received a minor face-lift this year.

خط تولید این سال، یک بازسازی جزئی را تجربه کرد.

the politician promised a face-lift for the city's parks.

سیاستمدار قول بازسازی پارک‌های شهر را داد.

the software had a face-lift with a redesigned interface.

نرم افزار با یک رابط کاربری طراحی شده جدید، بازسازی شد.

the team is planning a major face-lift for the stadium.

تیم در حال برنامه ریزی برای بازسازی بزرگ استادیوم است.

the old furniture got a face-lift with fresh paint.

مبلمان قدیمی با رنگ جدید، بازسازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید