facks

[ایالات متحده]/fæk/
[بریتانیا]/fæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صحبت کردن; حقیقت را گفتن

عبارات و ترکیب‌ها

fack off

برو گم شو

fack up

اشتباه کن

fack around

سرگرم باش

fack it

بیخیال

fack you

تو رو به جهنم

fack me

من رو به جهنم

fack this

این لعنتی رو

fack off mate

برو گم شو رفیق

fack all

هیچی

fack face

چهره لعنتی

جملات نمونه

he always seems to fack up the simplest tasks.

او همیشه به نظر می‌رسد که ساده‌ترین کارها را خراب می‌کند.

don't fack around; we need to get this done.

وقت بازی نیست؛ ما باید این کار را انجام دهیم.

she facked up her chance to impress the boss.

او فرصتش را برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس خراب کرد.

if you fack this up, it could cost us a lot.

اگر این را خراب کنی، ممکن است هزینه زیادی برای ما داشته باشد.

he tends to fack things up when he's stressed.

وقتی استرس دارد، معمولاً چیزها را خراب می‌کند.

stop facking around and start working.

بازی را کنار بگذارید و شروع به کار کنید.

they facked up the presentation last minute.

آنها ارائه را در دقیقه آخر خراب کردند.

she was worried she might fack up the interview.

او نگران بود که ممکن است مصاحبه را خراب کند.

don't fack up your chances by being late.

با دیر رسیدن، شانس خود را خراب نکنید.

he always manages to fack up the simplest plans.

او همیشه راهی پیدا می‌کند تا ساده‌ترین برنامه‌ها را خراب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید