fack off
برو گم شو
fack up
اشتباه کن
fack around
سرگرم باش
fack it
بیخیال
fack you
تو رو به جهنم
fack me
من رو به جهنم
fack this
این لعنتی رو
fack off mate
برو گم شو رفیق
fack all
هیچی
fack face
چهره لعنتی
he always seems to fack up the simplest tasks.
او همیشه به نظر میرسد که سادهترین کارها را خراب میکند.
don't fack around; we need to get this done.
وقت بازی نیست؛ ما باید این کار را انجام دهیم.
she facked up her chance to impress the boss.
او فرصتش را برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس خراب کرد.
if you fack this up, it could cost us a lot.
اگر این را خراب کنی، ممکن است هزینه زیادی برای ما داشته باشد.
he tends to fack things up when he's stressed.
وقتی استرس دارد، معمولاً چیزها را خراب میکند.
stop facking around and start working.
بازی را کنار بگذارید و شروع به کار کنید.
they facked up the presentation last minute.
آنها ارائه را در دقیقه آخر خراب کردند.
she was worried she might fack up the interview.
او نگران بود که ممکن است مصاحبه را خراب کند.
don't fack up your chances by being late.
با دیر رسیدن، شانس خود را خراب نکنید.
he always manages to fack up the simplest plans.
او همیشه راهی پیدا میکند تا سادهترین برنامهها را خراب کند.
fack off
برو گم شو
fack up
اشتباه کن
fack around
سرگرم باش
fack it
بیخیال
fack you
تو رو به جهنم
fack me
من رو به جهنم
fack this
این لعنتی رو
fack off mate
برو گم شو رفیق
fack all
هیچی
fack face
چهره لعنتی
he always seems to fack up the simplest tasks.
او همیشه به نظر میرسد که سادهترین کارها را خراب میکند.
don't fack around; we need to get this done.
وقت بازی نیست؛ ما باید این کار را انجام دهیم.
she facked up her chance to impress the boss.
او فرصتش را برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس خراب کرد.
if you fack this up, it could cost us a lot.
اگر این را خراب کنی، ممکن است هزینه زیادی برای ما داشته باشد.
he tends to fack things up when he's stressed.
وقتی استرس دارد، معمولاً چیزها را خراب میکند.
stop facking around and start working.
بازی را کنار بگذارید و شروع به کار کنید.
they facked up the presentation last minute.
آنها ارائه را در دقیقه آخر خراب کردند.
she was worried she might fack up the interview.
او نگران بود که ممکن است مصاحبه را خراب کند.
don't fack up your chances by being late.
با دیر رسیدن، شانس خود را خراب نکنید.
he always manages to fack up the simplest plans.
او همیشه راهی پیدا میکند تا سادهترین برنامهها را خراب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید