factorizes

[ایالات متحده]/ˈfæktəraɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈfæktəraɪzɪz/

ترجمه

vt. به عوامل تجزیه کردن؛ تجزیه محاسبات پیچیده به عملیات پایه

عبارات و ترکیب‌ها

factorizes numbers

تجزیه اعداد

factorizes expression

تجزیه عبارت

factorizes polynomial

تجزیه چند جمله ای

factorizes completely

تجزیه کامل

factorizes easily

تجزیه آسان

factorizes quickly

تجزیه سریع

factorizes efficiently

تجزیه کارآمد

factorizes integers

تجزیه اعداد صحیح

factorizes correctly

تجزیه صحیح

factorizes algebraically

تجزیه جبری

جملات نمونه

the mathematician factorizes the equation to find its roots.

محقق ریاضی معادله را به عوامل تجزیه می‌کند تا ریشه‌های آن را پیدا کند.

she factorizes the polynomial to simplify the expression.

او چندجمله‌ای را تجزیه می‌کند تا عبارت را ساده کند.

in algebra, one often factorizes quadratic equations.

در جبر، اغلب معادلات درجه دوم تجزیه می‌شوند.

the software automatically factorizes large numbers for efficiency.

نرم‌افزار به طور خودکار اعداد بزرگ را برای افزایش کارایی تجزیه می‌کند.

he factorizes the expression to make it easier to solve.

او عبارت را تجزیه می‌کند تا حل آن آسان‌تر شود.

the teacher explains how to factorizes polynomials step by step.

معلم توضیح می‌دهد که چگونه چندجمله‌ای‌ها را گام به گام تجزیه کنیم.

understanding how to factorizes numbers is crucial in number theory.

درک نحوه تجزیه اعداد در نظریه اعداد بسیار مهم است.

she factorizes the matrix to solve the linear equations.

او ماتریس را تجزیه می‌کند تا معادلات خطی را حل کند.

when he factorizes the expression, it reveals hidden patterns.

وقتی او عبارت را تجزیه می‌کند، الگوهای پنهان را آشکار می‌کند.

the algorithm factorizes the data for better analysis.

الگوریتم داده‌ها را برای تجزیه و تحلیل بهتر تجزیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید