faena

[ایالات متحده]/faɪˈeɪ.nə/
[بریتانیا]/fɑˈeɪ.nə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در گاوبازی) سری از ضربات که توسط یک ماتادور قبل از کشتن گاو انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

faena work

کار در فاینا

faena area

منطقه فاینا

faena schedule

برنامه فاینا

faena report

گزارش فاینا

faena management

مدیریت فاینا

faena process

فرآیند فاینا

faena safety

ایمنی فاینا

faena guidelines

دستورالعمل‌های فاینا

faena team

تیم فاینا

faena evaluation

ارزیابی فاینا

جملات نمونه

he completed the faena with great skill.

او با مهارت فراوان، فئنا را به پایان رساند.

the faena was challenging but rewarding.

فئنا چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده بود.

they celebrated after finishing the faena.

آنها پس از اتمام فئنا جشن گرفتند.

she is known for her impressive faena.

او به خاطر فئنای چشمگیرش شناخته می‌شود.

we need to discuss the details of the faena.

ما باید در مورد جزئیات فئنا بحث کنیم.

his faena was recognized by the community.

فئنای او توسط جامعه مورد شناخت قرار گرفت.

the faena took longer than expected.

فئنا بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she was proud of her faena in the project.

او به فئنای خود در پروژه افتخار می‌کرد.

they worked together to complete the faena.

آنها برای تکمیل فئنا با هم همکاری کردند.

the faena involved a lot of teamwork.

فئنا شامل مقدار زیادی کار گروهی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید