parada

[ایالات متحده]/[ˈpærədə]/
[بریتانیا]/[ˈpærədə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توقفی در یک فرآیند یا فعالیت؛ مکانی که وسایل نقلیه به طور موقت توقف می‌کنند؛ وضعیتی که به بن‌بست رسیده است
v. باعث توقف چیزی شدن؛ متوقف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

parada de lotes

پارادا د لوتس

parada obligada

پارادا اجباری

parada de autobús

پارادا اتوبوس

parada forzada

پارادا اجباری

hacer una parada

انجام یک توقف

parada en seco

پارادا خشک

parada de tráfico

پارادا ترافیک

parada técnica

پارادا فنی

parada completa

پارادا کامل

parada momentánea

پارادا لحظه‌ای

جملات نمونه

the bus stopped at the parada.

اتوبوس در پارادا توقف کرد.

we waited at the parada for the train.

ما در پارادا منتظر قطار بودیم.

the parada was crowded with people.

پارادا پر از مردم بود.

he got off the bus at the parada.

او از اتوبوس در پارادا پیاده شد.

the parada is near the shopping mall.

پارادا نزدیک مرکز خرید است.

she walked to the parada to catch a bus.

او برای سوار شدن به اتوبوس به سمت پارادا رفت.

the parada sign was difficult to read.

تابلوی پارادا خواندنش دشوار بود.

they met at the parada every tuesday.

آنها هر سه شنبه در پارادا با هم ملاقات می‌کردند.

the parada had a bench for resting.

پارادا نیمکتی برای استراحت داشت.

he parked his car near the parada.

او ماشین خود را نزدیک پارادا پارک کرد.

the parada was a convenient meeting point.

پارادا یک نقطه ملاقات مناسب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید