faiences

[ایالات متحده]/faɪˈɛns/
[بریتانیا]/faɪˈɛns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفال رنگارنگ ظریف؛ سفال رنگارنگ ظریف

عبارات و ترکیب‌ها

fine faience

فیروزه ظریف

faience vase

گلدان فایانس

faience tile

کاشی فایانس

ancient faience

فیروزه باستانی

faience pottery

گلدانگری فایانس

blue faience

فیروزه آبی

faience figurine

تصویر کوچک فایانس

faience plate

سینی فایانس

glazed faience

فیروزه لعاب‌دار

faience collection

کلکسیون فایانس

جملات نمونه

faience is often used in decorative arts.

لعاب خزه ای اغلب در هنر های تزئینی استفاده می شود.

the museum has a collection of ancient faience.

موزه دارای مجموعه ای از خزه ای باستانی است.

she bought a beautiful faience vase.

او یک گلدان خزه ای زیبا خرید.

faience tiles can add color to any room.

کاشی های خزه ای می توانند رنگی به هر اتاقی اضافه کنند.

many cultures have produced unique faience pieces.

فرهنگ های زیادی قطعات خزه ای منحصر به فرد تولید کرده اند.

faience pottery is known for its vibrant glaze.

گلدانگری خزه ای به خاطر لعاب زنده اش شناخته شده است.

she studied the techniques of making faience.

او تکنیک های ساخت خزه ای را مطالعه کرد.

faience was popular in ancient egypt.

خزه ای در مصر باستان محبوب بود.

the artist specializes in creating faience sculptures.

هنرمند در ساخت مجسمه های خزه ای تخصص دارد.

collecting faience can be a rewarding hobby.

جمع آوری خزه ای می تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید