fine faience
فیروزه ظریف
faience vase
گلدان فایانس
faience tile
کاشی فایانس
ancient faience
فیروزه باستانی
faience pottery
گلدانگری فایانس
blue faience
فیروزه آبی
faience figurine
تصویر کوچک فایانس
faience plate
سینی فایانس
glazed faience
فیروزه لعابدار
faience collection
کلکسیون فایانس
faience is often used in decorative arts.
لعاب خزه ای اغلب در هنر های تزئینی استفاده می شود.
the museum has a collection of ancient faience.
موزه دارای مجموعه ای از خزه ای باستانی است.
she bought a beautiful faience vase.
او یک گلدان خزه ای زیبا خرید.
faience tiles can add color to any room.
کاشی های خزه ای می توانند رنگی به هر اتاقی اضافه کنند.
many cultures have produced unique faience pieces.
فرهنگ های زیادی قطعات خزه ای منحصر به فرد تولید کرده اند.
faience pottery is known for its vibrant glaze.
گلدانگری خزه ای به خاطر لعاب زنده اش شناخته شده است.
she studied the techniques of making faience.
او تکنیک های ساخت خزه ای را مطالعه کرد.
faience was popular in ancient egypt.
خزه ای در مصر باستان محبوب بود.
the artist specializes in creating faience sculptures.
هنرمند در ساخت مجسمه های خزه ای تخصص دارد.
collecting faience can be a rewarding hobby.
جمع آوری خزه ای می تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.
fine faience
فیروزه ظریف
faience vase
گلدان فایانس
faience tile
کاشی فایانس
ancient faience
فیروزه باستانی
faience pottery
گلدانگری فایانس
blue faience
فیروزه آبی
faience figurine
تصویر کوچک فایانس
faience plate
سینی فایانس
glazed faience
فیروزه لعابدار
faience collection
کلکسیون فایانس
faience is often used in decorative arts.
لعاب خزه ای اغلب در هنر های تزئینی استفاده می شود.
the museum has a collection of ancient faience.
موزه دارای مجموعه ای از خزه ای باستانی است.
she bought a beautiful faience vase.
او یک گلدان خزه ای زیبا خرید.
faience tiles can add color to any room.
کاشی های خزه ای می توانند رنگی به هر اتاقی اضافه کنند.
many cultures have produced unique faience pieces.
فرهنگ های زیادی قطعات خزه ای منحصر به فرد تولید کرده اند.
faience pottery is known for its vibrant glaze.
گلدانگری خزه ای به خاطر لعاب زنده اش شناخته شده است.
she studied the techniques of making faience.
او تکنیک های ساخت خزه ای را مطالعه کرد.
faience was popular in ancient egypt.
خزه ای در مصر باستان محبوب بود.
the artist specializes in creating faience sculptures.
هنرمند در ساخت مجسمه های خزه ای تخصص دارد.
collecting faience can be a rewarding hobby.
جمع آوری خزه ای می تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید