failles

[ایالات متحده]/feɪl/
[بریتانیا]/feɪl/

ترجمه

n. (فرانسوی) نوعی پارچه، ساتن؛ (فایل) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

failles in systems

شکاف‌ها در سیستم‌ها

failles in security

شکاف‌ها در امنیت

failles in design

شکاف‌ها در طراحی

failles in software

شکاف‌ها در نرم‌افزار

failles in architecture

شکاف‌ها در معماری

failles in logic

شکاف‌ها در منطق

failles in planning

شکاف‌ها در برنامه‌ریزی

failles in analysis

شکاف‌ها در تجزیه و تحلیل

failles in testing

شکاف‌ها در تست

failles in communication

شکاف‌ها در ارتباطات

جملات نمونه

she has a few failles in her argument.

او چند نقطه ضعف در استدلالش دارد.

the failles in the plan were quickly identified.

نقطه ضعف های طرح به سرعت شناسایی شدند.

every system has its failles.

هر سیستم نقاط ضعفی دارد.

he acknowledged the failles in his presentation.

او نقاط ضعف ارائه خود را پذیرفت.

the failles in the software caused several issues.

نقطه ضعف های نرم افزار باعث ایجاد چندین مشکل شد.

addressing the failles is crucial for improvement.

رسیدگی به نقاط ضعف برای بهبود بسیار مهم است.

they worked hard to fix the failles in the project.

آنها سخت برای رفع نقاط ضعف پروژه تلاش کردند.

his analysis pointed out several failles in the data.

تحلیل او به چندین نقطه ضعف در داده ها اشاره کرد.

understanding the failles can lead to better solutions.

درک نقاط ضعف می تواند منجر به راه حل های بهتر شود.

the report highlighted the failles in the current policy.

گزارش نقاط ضعف سیاست فعلی را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید