faintest

[ایالات متحده]/ˈfeɪntɪst/
[بریتانیا]/ˈfeɪntɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اصلاً نه; بسیار کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

faintest idea

کمترین ایده

faintest hint

کمترین اشاره

faintest trace

کمترین ردی

faintest memory

کمترین خاطره

faintest sound

کمترین صدا

faintest light

کمترین نور

faintest smile

کمترین لبخند

faintest suggestion

کمترین پیشنهاد

faintest hope

کمترین امید

faintest possibility

کمترین احتمال

جملات نمونه

i didn't have the faintest idea what he was talking about.

من اصلاً نمی‌دانستم که او درباره چه صحبت می‌کند.

she showed the faintest hint of a smile.

او یک اشاره بسیار ضعیف به لبخند نشان داد.

he didn't even have the faintest chance of winning the race.

او اصلاً شانس بسیار کمی برای بردن مسابقه نداشت.

there wasn't the faintest sound in the room.

در اتاق هیچ صدایی به گوش نمی‌رسید.

she felt the faintest touch of his hand.

او لمس بسیار ضعیفی از دست او احساس کرد.

he had the faintest hope of finding his lost dog.

او امیدی بسیار ضعیف برای یافتن سگ گمشده‌اش داشت.

there was not the faintest sign of life in the abandoned house.

در آن خانه متروکه هیچ نشانه ای از حیات وجود نداشت.

she didn't have the faintest clue about the surprise party.

او اصلاً نمی‌دانست که مهمانی غافلگیرانه چه بود.

he spoke with the faintest trace of an accent.

او با یک لهجه بسیار ضعیف صحبت کرد.

there was the faintest glimmer of hope in her eyes.

در چشمان او یک بارقه‌ی بسیار ضعیف از امید وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید