loudest

[ایالات متحده]/[ˈlaʊdɪst]/
[بریتانیا]/[ˈlaʊdɪst]/

ترجمه

adj. پر صدای‌ترین؛ شلوغ‌ترین
adv. به پر سر و صداترین شکل

عبارات و ترکیب‌ها

loudest cheer

بلندترین تشویق

loudest volume

بالاترین صدا

loudest applause

بلندترین تشویق

loudest voice

بلندترین صدا

loudest ever

بلندترین تا به حال

loudest part

بلندترین قسمت

loudest song

بلندترین آهنگ

loudest noise

بلندترین صدا

loudest speaker

بلندترین بلندگو

loudest shout

بلندترین فریاد

جملات نمونه

the concert was by far the loudest i've ever attended.

اجرای کنسرت از همه نظر بلندترین بود که تا به حال شرکت کرده ام.

the loudest cheer erupted when our team scored a goal.

بلندترین تشویق وقتی که تیم ما گل زد، رخ داد.

he turned down the volume; the music was too loud.

او صدا را کم کرد؛ موسیقی خیلی بلند بود.

the loudest argument was between my brother and his friend.

بلندترین بحث بین برادر من و دوستش بود.

the loudest applause went to the winning athlete.

بلندترین تشویق برای ورزشکار برنده بود.

the loudest part of the movie was the explosion scene.

بلندترین قسمت فیلم صحنه انفجار بود.

she has the loudest laugh in the entire office.

او بلندترین خنده را در کل دفتر دارد.

the loudest complaints came from the customers.

بلندترین شکایت‌ها از مشتریان بود.

the speaker used the loudest microphone available.

سخنرانی از بلندترین میکروفون موجود استفاده کرد.

the loudest voices often aren't the wisest.

بلندترین صداها اغلب خردمند نیستند.

the loudest firecrackers lit up the night sky.

بلندترین ترقه ها آسمان شب را روشن کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید