tree faller
آتشزن درخت
rock faller
آتشزن سنگ
leaf faller
آتشزن برگ
faller rate
نرخ آتشسوزی
faller zone
منطقه آتشسوزی
faller risk
خطر آتشسوزی
faller safety
ایمنی آتشسوزی
faller detection
تشخیص آتشسوزی
faller alert
هشدار آتشسوزی
faller system
سیستم آتشسوزی
the faller in the race struggled to keep up.
افتکننده در مسابقه برای عقبماندن تلاش کرد.
she was known as the best faller in the team.
او به عنوان بهترین افتکننده در تیم شناخته میشد.
in skiing, a faller must learn to get back up quickly.
در اسکی، یک افتکننده باید یاد بگیرد که به سرعت بلند شود.
the faller received medical attention after the crash.
افتکننده پس از برخورد، دریافت خدمات پزشکی کرد.
being a faller can be part of the learning process.
افتکننده بودن میتواند بخشی از فرآیند یادگیری باشد.
he was a frequent faller during his training sessions.
او در طول جلسات تمرینیاش یک افتکننده مکرر بود.
the faller showed great resilience after the incident.
افتکننده پس از حادثه انعطافپذیری زیادی نشان داد.
as a faller, she learned to embrace her mistakes.
به عنوان یک افتکننده، او یاد گرفت اشتباهات خود را بپذیرد.
every faller has a story to tell about their experience.
هر افتکننده داستانی برای گفتن در مورد تجربهاش دارد.
the faller needed encouragement to continue the competition.
افتکننده برای ادامه مسابقه به تشویق نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید