fallible

[ایالات متحده]/ˈfæləbl/
[بریتانیا]/ˈfæləbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مستعد به اشتباه کردن؛ غیرقابل اعتماد.

عبارات و ترکیب‌ها

not infallible

غیر قابل خطا

جملات نمونه

We’re fallible, so we make mistakes.

ما انسان‌ها ممکن است دچار اشتباه شویم.

his previous roles in the person of a fallible cop.

نقش‌های قبلی او به عنوان یک افسر پلیسِ اشتباه‌پذیر.

Humans are fallible beings, prone to making mistakes.

انسان‌ها موجوداتی آسیب‌پذیر هستند که مستعد اشتباه کردن هستند.

It's important to acknowledge our fallible nature and learn from our errors.

باید طبیعت آسیب‌پذیر خود را بپذیریم و از اشتباهات خود درس بگیریم.

Even experts in their field are fallible and can make errors.

حتی متخصصان در زمینه خود نیز ممکن است دچار اشتباه شوند.

A fallible memory can lead to misunderstandings and confusion.

حافظه آسیب‌پذیر می‌تواند منجر به سوء تفاهم و سردرگمی شود.

Being fallible doesn't mean we are incapable of growth and improvement.

آسیب‌پذیر بودن به این معنی نیست که ما قادر به رشد و بهبود نیستیم.

A fallible decision-making process can lead to negative outcomes.

فرآیند تصمیم‌گیری آسیب‌پذیر می‌تواند منجر به نتایج منفی شود.

It's important to be aware of our fallible judgment and seek feedback from others.

باید از قضاوت آسیب‌پذیر خود آگاه باشیم و از دیگران بازخورد بگیریم.

Fallible technology can sometimes result in system failures.

فناوری آسیب‌پذیر گاهی اوقات می‌تواند منجر به خرابی سیستم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید