falsifier detection
تشخیص جعلکار
falsifier evidence
اثبات جعلکاری
falsifier claims
ادعاهای جعلکار
falsifier identity
هویت جعلکار
falsifier report
گزارش جعلکاری
falsifier activity
فعالیت جعلکار
falsifier analysis
تحلیل جعلکاری
falsifier document
سند جعلکاری
falsifier operation
عملیات جعلکاری
falsifier technique
تکنیک جعلکاری
the document was proven to be created by a falsifier.
سند ثابت شد که توسط یک جعلگر ایجاد شده است.
he was caught by the police as a known falsifier.
او به عنوان یک جعلگر شناخته شده توسط پلیس دستگیر شد.
the falsifier altered the financial records.
جعلگر سوابق مالی را تغییر داد.
many countries have laws against being a falsifier.
بسیاری از کشورها قوانینی علیه جعلگری دارند.
the art world is often targeted by a skilled falsifier.
جهان هنر اغلب مورد هدف یک جعلگر ماهر قرار میگیرد.
she was accused of being a falsifier of documents.
او به جعل اسناد متهم شد.
the falsifier faced severe penalties for his actions.
جعلگر برای اقداماتش با مجازاتهای شدید روبرو شد.
detectives are investigating a case involving a falsifier.
ماموران در حال تحقیق در مورد پروندهای با участиه یک جعلگر هستند.
being a falsifier can lead to a criminal record.
جعلگری میتواند منجر به سابقه کیفری شود.
he was labeled a falsifier after the trial.
او پس از محاکمه به عنوان جعلگر برچسب خورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید