fanciness

[ایالات متحده]/ˈfæn.sɪ.nəs/
[بریتانیا]/ˈfæn.sɪ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت پیچیدگی یا نمایشی بودن؛ یک ایده یا فانتزی خیالی

عبارات و ترکیب‌ها

fanciness level

سطح تجمل

fanciness factor

ضریب تجمل

fanciness quotient

شاخص تجمل

fanciness scale

مقیاس تجمل

fanciness index

شاپرسی تجمل

fanciness appeal

جذابیت تجمل

fanciness vibe

فضای تجمل

fanciness style

سبک تجمل

fanciness touch

لمس تجمل

fanciness trend

روند تجمل

جملات نمونه

her dress was full of fanciness and elegance.

لباس او پر از زرق و برق و ظرافت بود.

they decorated the venue with a touch of fanciness.

آنها محل برگزاری را با کمی زرق و برق تزئین کردند.

his fanciness in design made the project stand out.

ظرافت او در طراحی باعث متمایز شدن پروژه شد.

fanciness is not always necessary for a good meal.

زرق و برق همیشه برای یک وعده غذایی خوب ضروری نیست.

she appreciated the fanciness of the restaurant's interior.

او از زرق و برق فضای داخلی رستوران قدردانی کرد.

fanciness can sometimes overshadow the quality of the product.

زرق و برق گاهی اوقات می تواند کیفیت محصول را تحت الشعاع قرار دهد.

he prefers simplicity over fanciness in his lifestyle.

او ترجیح می دهد در سبک زندگی خود سادگی را به زرق و برق ترجیح دهد.

the fanciness of the gala impressed all the guests.

زرق و برق مهمانی شام همه مهمانان را تحت تاثیر قرار داد.

they added a bit of fanciness to the wedding decorations.

آنها کمی زرق و برق به تزیینات عروسی اضافه کردند.

her fanciness in fashion always turns heads.

ظرافت او در مد همیشه توجه ها را به خود جلب می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید