austereness

[ایالات متحده]/[ˈɔːstərnəs]/
[بریتانیا]/[ˈɔːstərnəs]/

ترجمه

n. کیفیت ساده و بدون تجمل؛ فقدان لطافت یا تجمل؛ سختگیری یا سختی، به ویژه در رفتار یا نگرش.
adj. ساده و بدون تجمل؛ بدون لطافت یا تجمل؛ سختگیر یا سخت.
Word Forms

جملات نمونه

the monk's life was marked by a profound austerity.

زندگی پادشاه موناکی با اصولیت عمیقی مشخص بود.

the film's austerity added to its unsettling atmosphere.

اصولیت فیلم به جو غیر مطمئن آن اضافه کرد.

he admired the austerity of the desert landscape.

او اصولیت منظره صحرا را دوست داشت.

the company imposed a period of austerity measures.

شرکت مدتی از اقدامات اصولیت را اعمال کرد.

her apartment reflected a life of quiet austerity.

آپارتمان او زندگی ساده و اصولیت را نشان می‌داد.

the austerity of the design was surprisingly appealing.

اصولیت طراحی به طرز شگفت‌آوری جذاب بود.

the government announced a new era of fiscal austerity.

دولت دوره‌ای جدید اصولیت مالی را اعلام کرد.

despite his wealth, he maintained an austerity in his lifestyle.

در دست داشتن ثروت‌اش، او سبک زندگی اصولیت را حفظ کرد.

the artist favored a style characterized by austerity and minimalism.

هنرمند سبکی را که با اصولیت و حداقل‌گرایی مشخص می‌شود، مورد پسند قرار داد.

the austerity of the prison environment was oppressive.

اصولیت محیط زندانی مکانی فشارآور بود.

the report highlighted the need for greater austerity in spending.

گزارش نیاز به اصولیت بیشتر در خرج را تاکید کرد.

the austerity of the monastery appealed to those seeking solitude.

اصولیت کلیسا برای کسانی که به تنهایی احساس می‌کردند، جذاب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید