fanner

[ایالات متحده]/ˈfænə/
[بریتانیا]/ˈfænər/

ترجمه

n. شخص یا دستگاهی که هوا را باد می‌زند؛ ماشینی برای ایجاد جریان هوا
شکل‌های واژه
جمعfanners

عبارات و ترکیب‌ها

air fanner

پنکه هوا

fan fanner

پنکه فن

portable fanner

پنکه قابل حمل

electric fanner

پنکه برقی

handheld fanner

پنکه دستی

garden fanner

پنکه باغ

table fanner

پنکه رومیزی

ceiling fanner

پنکه سقفی

battery fanner

پنکه باتری

cooling fanner

پنکه خنک کننده

جملات نمونه

the fanner helped to cool down the room.

هواکش به خنک کردن اتاق کمک کرد.

she turned on the fanner during the hot summer days.

او در روزهای گرم تابستان هواکش را روشن کرد.

the fanner was noisy, but it worked well.

هواکش کمی سروصدا داشت، اما خوب کار می‌کرد.

he bought a new fanner for his office.

او یک هواکش جدید برای دفترش خرید.

using a fanner can save energy compared to air conditioning.

استفاده از هواکش در مقایسه با تهویه مطبوع می‌تواند در مصرف انرژی صرفه‌جویی کند.

the fanner's blades spun rapidly to create a breeze.

تیغه‌های هواکش به سرعت می‌چرخیدند تا نسیمی ایجاد کنند.

she placed the fanner near the window for better airflow.

او هواکش را نزدیک پنجره قرار داد تا جریان هوا بهتر باشد.

he adjusted the speed of the fanner to his liking.

او سرعت هواکش را مطابق میل خود تنظیم کرد.

the fanner provided relief from the summer heat.

هواکش از گرمای تابستان رهایی بخشید.

she prefers using a fanner instead of an air conditioner.

او ترجیح می‌دهد به جای تهویه مطبوع از هواکش استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید