| جمع | fanners |
air fanner
پنکه هوا
fan fanner
پنکه فن
portable fanner
پنکه قابل حمل
electric fanner
پنکه برقی
handheld fanner
پنکه دستی
garden fanner
پنکه باغ
table fanner
پنکه رومیزی
ceiling fanner
پنکه سقفی
battery fanner
پنکه باتری
cooling fanner
پنکه خنک کننده
the fanner helped to cool down the room.
هواکش به خنک کردن اتاق کمک کرد.
she turned on the fanner during the hot summer days.
او در روزهای گرم تابستان هواکش را روشن کرد.
the fanner was noisy, but it worked well.
هواکش کمی سروصدا داشت، اما خوب کار میکرد.
he bought a new fanner for his office.
او یک هواکش جدید برای دفترش خرید.
using a fanner can save energy compared to air conditioning.
استفاده از هواکش در مقایسه با تهویه مطبوع میتواند در مصرف انرژی صرفهجویی کند.
the fanner's blades spun rapidly to create a breeze.
تیغههای هواکش به سرعت میچرخیدند تا نسیمی ایجاد کنند.
she placed the fanner near the window for better airflow.
او هواکش را نزدیک پنجره قرار داد تا جریان هوا بهتر باشد.
he adjusted the speed of the fanner to his liking.
او سرعت هواکش را مطابق میل خود تنظیم کرد.
the fanner provided relief from the summer heat.
هواکش از گرمای تابستان رهایی بخشید.
she prefers using a fanner instead of an air conditioner.
او ترجیح میدهد به جای تهویه مطبوع از هواکش استفاده کند.
air fanner
پنکه هوا
fan fanner
پنکه فن
portable fanner
پنکه قابل حمل
electric fanner
پنکه برقی
handheld fanner
پنکه دستی
garden fanner
پنکه باغ
table fanner
پنکه رومیزی
ceiling fanner
پنکه سقفی
battery fanner
پنکه باتری
cooling fanner
پنکه خنک کننده
the fanner helped to cool down the room.
هواکش به خنک کردن اتاق کمک کرد.
she turned on the fanner during the hot summer days.
او در روزهای گرم تابستان هواکش را روشن کرد.
the fanner was noisy, but it worked well.
هواکش کمی سروصدا داشت، اما خوب کار میکرد.
he bought a new fanner for his office.
او یک هواکش جدید برای دفترش خرید.
using a fanner can save energy compared to air conditioning.
استفاده از هواکش در مقایسه با تهویه مطبوع میتواند در مصرف انرژی صرفهجویی کند.
the fanner's blades spun rapidly to create a breeze.
تیغههای هواکش به سرعت میچرخیدند تا نسیمی ایجاد کنند.
she placed the fanner near the window for better airflow.
او هواکش را نزدیک پنجره قرار داد تا جریان هوا بهتر باشد.
he adjusted the speed of the fanner to his liking.
او سرعت هواکش را مطابق میل خود تنظیم کرد.
the fanner provided relief from the summer heat.
هواکش از گرمای تابستان رهایی بخشید.
she prefers using a fanner instead of an air conditioner.
او ترجیح میدهد به جای تهویه مطبوع از هواکش استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید