fannies

[ایالات متحده]/ˈfæniz/
[بریتانیا]/ˈfæniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باسن; انتهای عقب

عبارات و ترکیب‌ها

fannies out

بیرون زدن فانی

fannies up

بالا بردن فانی

fannies together

فانی ها با هم

showing fannies

نمایش فانی

fannies first

ابتدا فانی

fannies in

وارد کردن فانی

fannies high

فانی بلند

fannies down

پایین آوردن فانی

fannies exposed

فانی نمایان

fannies wide

فانی باز

جملات نمونه

kids love to ride their bikes and feel the wind on their fannies.

کودکان عاشق دوچرخه سواری هستند و احساس باد روی باسن های خود را دوست دارند.

it's important to protect your fannies when sitting on hard surfaces.

هنگام نشستن روی سطوح سخت، محافظت از باسن خود مهم است.

after a long hike, our fannies were sore from all the sitting.

بعد از یک پیاده‌روی طولانی، باسن‌های ما از نشستن زیاد درد می‌کردند.

she laughed as the kids fell on their fannies in the snow.

او در حالی که بچه‌ها در برف روی باسن‌های خود می‌افتادند، خندید.

they designed the chairs to be comfortable for our fannies.

آنها صندلی‌ها را طوری طراحی کردند که برای باسن‌های ما راحت باشد.

he joked about how his fannies were getting bigger from all the snacks.

او شوخی کرد که با خوردن تمام میان وعده‌ها، باسنش بزرگتر می‌شود.

yoga can help strengthen your core and support your fannies.

یوگا می‌تواند به تقویت هسته بدن و حمایت از باسن شما کمک کند.

they wore padded shorts to protect their fannies during the ride.

آنها شورت‌های پددار پوشیدند تا در طول سواری از باسن‌های خود محافظت کنند.

the coach reminded the players to keep their fannies low during the game.

مربی به بازیکنان یادآوری کرد که در طول بازی باسن خود را پایین نگه دارند.

after the fall, she sat on her fannies and laughed at the situation.

بعد از سقوط، او روی باسن‌های خود نشست و به این وضعیت خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید