far-left views
دیدگاههای افراطی چپ
far-left policies
سیاستهای افراطی چپ
far-left rhetoric
زبان افراطی چپ
far-left ideology
ایدئولوژی افراطی چپ
moving far-left
حرکت به سمت افراطی چپ
far-left fringe
حاشیه افراطی چپ
far-left agenda
برنامه افراطی چپ
describing far-left
توصیف افراطی چپ
far-left stance
موضع افراطی چپ
accused of far-left
متهم به افراطی چپ بودن
the far-left fringe of the party advocated for radical change.
گروه افراطی چپگرای حزب خواهان تغییرات رادیکال بود.
he was often criticized for his far-left views on economics.
او اغلب به خاطر دیدگاههای چپگرایانه خود در مورد اقتصاد مورد انتقاد قرار میگرفت.
the candidate's far-left policies alienated moderate voters.
سیاستهای چپگرایانه نامزدها رایدهندگان میانمارا بیگانه میکرد.
the debate centered on whether to move further to the far-left.
بحث بر سر این بود که آیا باید بیشتر به سمت چپگرایی حرکت کرد یا نه.
she accused him of being too far-left and unrealistic.
او او را به خاطر داشتن دیدگاههای چپگرایانه و غیرواقعی متهم کرد.
the far-left media often presents a biased perspective.
رسانههای چپگرا اغلب دیدگاهی مغرضانه ارائه میدهند.
he distanced himself from the far-left faction within the movement.
او از جناح چپگرای درون جنبش فاصله گرفت.
the far-left agenda included nationalization of key industries.
برنامه چپگرایان شامل ملیسازی صنایع کلیدی میشد.
many considered his stance far-left compared to the rest of the party.
بسیاری از افراد موضع او را در مقایسه با سایر اعضای حزب، چپگرایانه میدانستند.
the far-left activist organized a protest against the new law.
فعال چپگرا اعتراضات علیه قانون جدید را سازماندهی کرد.
the party's far-left wing gained significant support in the election.
جناح چپگرای حزب در انتخابات از حمایت قابل توجهی برخوردار شد.
far-left views
دیدگاههای افراطی چپ
far-left policies
سیاستهای افراطی چپ
far-left rhetoric
زبان افراطی چپ
far-left ideology
ایدئولوژی افراطی چپ
moving far-left
حرکت به سمت افراطی چپ
far-left fringe
حاشیه افراطی چپ
far-left agenda
برنامه افراطی چپ
describing far-left
توصیف افراطی چپ
far-left stance
موضع افراطی چپ
accused of far-left
متهم به افراطی چپ بودن
the far-left fringe of the party advocated for radical change.
گروه افراطی چپگرای حزب خواهان تغییرات رادیکال بود.
he was often criticized for his far-left views on economics.
او اغلب به خاطر دیدگاههای چپگرایانه خود در مورد اقتصاد مورد انتقاد قرار میگرفت.
the candidate's far-left policies alienated moderate voters.
سیاستهای چپگرایانه نامزدها رایدهندگان میانمارا بیگانه میکرد.
the debate centered on whether to move further to the far-left.
بحث بر سر این بود که آیا باید بیشتر به سمت چپگرایی حرکت کرد یا نه.
she accused him of being too far-left and unrealistic.
او او را به خاطر داشتن دیدگاههای چپگرایانه و غیرواقعی متهم کرد.
the far-left media often presents a biased perspective.
رسانههای چپگرا اغلب دیدگاهی مغرضانه ارائه میدهند.
he distanced himself from the far-left faction within the movement.
او از جناح چپگرای درون جنبش فاصله گرفت.
the far-left agenda included nationalization of key industries.
برنامه چپگرایان شامل ملیسازی صنایع کلیدی میشد.
many considered his stance far-left compared to the rest of the party.
بسیاری از افراد موضع او را در مقایسه با سایر اعضای حزب، چپگرایانه میدانستند.
the far-left activist organized a protest against the new law.
فعال چپگرا اعتراضات علیه قانون جدید را سازماندهی کرد.
the party's far-left wing gained significant support in the election.
جناح چپگرای حزب در انتخابات از حمایت قابل توجهی برخوردار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید