fargoes north
فارگوئس شمال
fargoes south
فارگوئس جنوب
fargoes east
فارگوئس شرق
fargoes west
فارگوئس غرب
fargoes online
فارگوئس آنلاین
fargoes daily
فارگوئس روزانه
fargoes event
فارگوئس رویداد
fargoes news
فارگوئس اخبار
fargoes market
فارگوئس بازار
fargoes area
منطقه فارگوئس
he fargoes his responsibilities every time he gets stressed.
او هر بار که استرس دارد، مسئولیتهای خود را نادیده میگیرد.
she fargoes her plans for the weekend to help her friend.
او برنامههای آخر هفته خود را برای کمک به دوستش به تعویق میاندازد.
they often fargo their own needs to support the team.
آنها اغلب نیازهای خود را برای حمایت از تیم نادیده میگیرند.
he fargoes his lunch break to finish the project on time.
او برای اتمام پروژه به موقع، استراحت ناهار خود را نادیده میگیرد.
she fargoes her vacation to save money for a new car.
او تعطیلات خود را به تعویق میاندازد تا برای یک ماشین جدید پول پسانداز کند.
they fargo their personal time to meet the deadline.
آنها زمان شخصی خود را به تعویق میاندازند تا مهلت مقرر را رعایت کنند.
he fargoes his hobbies to focus on his studies.
او سرگرمیهای خود را به تعویق میاندازد تا روی تحصیلات خود تمرکز کند.
she fargoes social events to complete her work.
او رویدادهای اجتماعی را به تعویق میاندازد تا کار خود را به پایان برساند.
they fargo their evening plans to help with the charity event.
آنها برنامههای شبانه خود را به تعویق میاندازند تا در رویداد خیریه کمک کنند.
he fargoes his sleep to prepare for the big presentation.
او برای آمادگی برای ارائه بزرگ، خواب خود را به تعویق میاندازد.
fargoes north
فارگوئس شمال
fargoes south
فارگوئس جنوب
fargoes east
فارگوئس شرق
fargoes west
فارگوئس غرب
fargoes online
فارگوئس آنلاین
fargoes daily
فارگوئس روزانه
fargoes event
فارگوئس رویداد
fargoes news
فارگوئس اخبار
fargoes market
فارگوئس بازار
fargoes area
منطقه فارگوئس
he fargoes his responsibilities every time he gets stressed.
او هر بار که استرس دارد، مسئولیتهای خود را نادیده میگیرد.
she fargoes her plans for the weekend to help her friend.
او برنامههای آخر هفته خود را برای کمک به دوستش به تعویق میاندازد.
they often fargo their own needs to support the team.
آنها اغلب نیازهای خود را برای حمایت از تیم نادیده میگیرند.
he fargoes his lunch break to finish the project on time.
او برای اتمام پروژه به موقع، استراحت ناهار خود را نادیده میگیرد.
she fargoes her vacation to save money for a new car.
او تعطیلات خود را به تعویق میاندازد تا برای یک ماشین جدید پول پسانداز کند.
they fargo their personal time to meet the deadline.
آنها زمان شخصی خود را به تعویق میاندازند تا مهلت مقرر را رعایت کنند.
he fargoes his hobbies to focus on his studies.
او سرگرمیهای خود را به تعویق میاندازد تا روی تحصیلات خود تمرکز کند.
she fargoes social events to complete her work.
او رویدادهای اجتماعی را به تعویق میاندازد تا کار خود را به پایان برساند.
they fargo their evening plans to help with the charity event.
آنها برنامههای شبانه خود را به تعویق میاندازند تا در رویداد خیریه کمک کنند.
he fargoes his sleep to prepare for the big presentation.
او برای آمادگی برای ارائه بزرگ، خواب خود را به تعویق میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید