farina

[ایالات متحده]/fəˈriːnə/
[بریتانیا]/fəˈrinə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرد ساخته شده از دانه‌های غلات؛ نشاسته یا آرد به دست آمده از غلات؛ پودر دارویی ساخته شده از گندم یا سایر غلات؛ گرده
Word Forms
جمعfarinas

عبارات و ترکیب‌ها

corn farina

آرد ذرت

wheat farina

آرد گندم

farina cereal

غلات فارینا

farina porridge

فرنی فارینا

farina flour

آرد فارینا

farina pudding

فرنی فارینا

farina recipe

دستورالعمل فارینا

farina dough

خمیر فارینا

farina bread

نان فارینا

farina cake

کیک فارینا

جملات نمونه

farina is often used in making pasta.

فارینا اغلب در تهیه پاستا استفاده می‌شود.

she added farina to the soup for thickness.

او برای غلیظ کردن سوپ، فارینا به آن اضافه کرد.

farina can be a good alternative to flour.

فارینا می‌تواند جایگزین خوبی برای آرد باشد.

he prefers farina over traditional cereals for breakfast.

او ترجیح می‌دهد به جای غلات سنتی، برای صبحانه از فارینا استفاده کند.

farina is a key ingredient in some desserts.

فارینا یک ماده اصلی در برخی از دسرها است.

you can use farina to create a smooth porridge.

می‌توانید از فارینا برای تهیه یک فرنی صاف استفاده کنید.

many recipes call for farina as a thickening agent.

دستور العمل‌های زیادی از فارینا به عنوان یک عامل غلیظ کننده استفاده می‌کنند.

farina is made from finely milled wheat.

فارینا از گندم آسیاب شده به صورت ریز تهیه می‌شود.

she enjoys making pancakes with farina.

او از درست کردن پنکیک با فارینا لذت می‌برد.

farina can be cooked in water or milk.

می‌توانید فارینا را در آب یا شیر بپزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید