farmed land
زمین کشاورزی
farmed animals
دامهای مزرعهای
being farmed
در حال کشت شدن
carefully farmed
به دقت کشت شده
formerly farmed
قبلاً کشت شده
organically farmed
ارگانیک کشت شده
small farmed
کوچک کشت شده
he farmed
او کشت کرد
they farmed
آنها کشت کردند
now farmed
حالا کشت میشود
the chickens were farmed for their eggs and meat.
مرغها برای تخم و گوشت پرورش داده شدند.
we bought farmed salmon at the local market.
ما ماهی سالمون پرورشی را در بازار محلی خریدیم.
the land was farmed extensively for wheat production.
زمین به طور گسترده برای تولید گندم کشت شد.
they farmed oysters in the coastal waters.
آنها صدفها را در آبهای ساحلی پرورش دادند.
the farmers farmed organic vegetables without pesticides.
کشاورزان سبزیجات ارگانیک را بدون استفاده از آفتکشها پرورش دادند.
the region is known for its farmed trout.
این منطقه به خاطر ماهی قزلآلا پرورش داده شدهاش معروف است.
they farmed the soil to improve its fertility.
آنها خاک را برای بهبود حاصلخیزی آن کشت کردند.
the company farmed a large area of cranberries.
شرکت مساحتی بزرگ از تمبر هندی را کشت کرد.
they farmed the land for corn and soybeans.
آنها زمین را برای ذرت و سویا کشت کردند.
the family farmed a small plot of land.
خانواده زمینی کوچک را کشت کرد.
they farmed mushrooms in a climate-controlled environment.
آنها قارچها را در یک محیط با کنترل آب و هوا پرورش دادند.
farmed land
زمین کشاورزی
farmed animals
دامهای مزرعهای
being farmed
در حال کشت شدن
carefully farmed
به دقت کشت شده
formerly farmed
قبلاً کشت شده
organically farmed
ارگانیک کشت شده
small farmed
کوچک کشت شده
he farmed
او کشت کرد
they farmed
آنها کشت کردند
now farmed
حالا کشت میشود
the chickens were farmed for their eggs and meat.
مرغها برای تخم و گوشت پرورش داده شدند.
we bought farmed salmon at the local market.
ما ماهی سالمون پرورشی را در بازار محلی خریدیم.
the land was farmed extensively for wheat production.
زمین به طور گسترده برای تولید گندم کشت شد.
they farmed oysters in the coastal waters.
آنها صدفها را در آبهای ساحلی پرورش دادند.
the farmers farmed organic vegetables without pesticides.
کشاورزان سبزیجات ارگانیک را بدون استفاده از آفتکشها پرورش دادند.
the region is known for its farmed trout.
این منطقه به خاطر ماهی قزلآلا پرورش داده شدهاش معروف است.
they farmed the soil to improve its fertility.
آنها خاک را برای بهبود حاصلخیزی آن کشت کردند.
the company farmed a large area of cranberries.
شرکت مساحتی بزرگ از تمبر هندی را کشت کرد.
they farmed the land for corn and soybeans.
آنها زمین را برای ذرت و سویا کشت کردند.
the family farmed a small plot of land.
خانواده زمینی کوچک را کشت کرد.
they farmed mushrooms in a climate-controlled environment.
آنها قارچها را در یک محیط با کنترل آب و هوا پرورش دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید