worked hard
سخت کوشید
worked diligently
به طور مستمر تلاش کرد
worked efficiently
به طور موثر کار کرد
worked long hours
ساعات طولانی کار کرد
worked remotely
به صورت از راه دور کار کرد
worked in teams
در تیمها کار کرد
worked under pressure
تحت فشار کار کرد
worked overtime
اضافه کاری کرد
worked on projects
بر روی پروژه ها کار کرد
worked out
به نتیجه رسید
worked up
عصبی شد
They worked in silence.
آنها در سکوت کار کردند.
Alice worked on the farm as a lass.
آلیس به عنوان یک دختر جوان در مزرعه کار میکرد.
worked at a feverish pace.
با سرعت تبدار کار کرد.
Don worked in Boston in the twenties.
دون در دهه بیست در بوستون کار میکرد.
the time actually worked on a job.
در آن زمان، آنها در واقع روی یک کار کار کردند.
she worked on Tuesday afternoons.
او در بعد از ظهرهای سهشنبه کار میکرد.
he worked like a demon.
او مثل یک شیطان کار میکرد.
the rule worked hardly.
قانون به سختی کار میکرد.
luckily for me it's worked out.
خوشبختانه برای من جواب داده است.
they worked from sunup to sundown.
آنها از طلوع تا غروب کار میکردند.
their tactics worked a treat.
تاکتیکهای آنها بسیار مؤثر بودند.
I worked fireman on ships.
من به عنوان آتشنشان روی کشتیها کار میکردم.
He worked (the) most.
او بیشترین کار را انجام میداد.
He worked for nix.
او برای هیچ کاری کار نمیکرد.
He worked with great energy.
او با انرژی زیاد کار میکرد.
The plan worked well.
طرح به خوبی کار کرد.
He worked round the day.
او در طول روز کار میکرد.
He worked As a teacher.
او به عنوان یک معلم کار میکرد.
I started to get worked up again.
من دوباره شروع به ناراحت شدن کردم.
منبع: Friends Season 5Ridiculous, she thought, to get so worked up over nothing.
مضحک، به نظر او، اینقدر ناراحت شدن به خاطر هیچ چیز احمقانه بود.
منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2Thought I'd stop up, see where you worked.
فکر کردم جلو خواهم آمد، خواهم دید کجا کار می کنید.
منبع: Our Day This Season 1OK, Tom. Have you worked here long?
باشه، تام. آیا شما مدت زیادی اینجا کار کرده اید؟
منبع: Past National College Entrance Examination Listening Test QuestionsI mean really learned how something worked.
منظورم این است که واقعاً یاد گرفتم چگونه چیزی کار می کند.
منبع: National Geographic (Children's Section)How long has Rupert worked for you?
روپرت چه مدت برای شما کار کرده است؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3How long have you worked here, Jay?
جی، شما چه مدت اینجا کار کرده اید؟
منبع: Grandpa and Grandma's grammar classBut only because you worked for it.
اما فقط به این دلیل که شما برای آن تلاش کردید.
منبع: Super Girl Season 2 S02But they didn't understand why it worked.
اما آنها نفهمیدند چرا این کار می کرد.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2020 CollectionThat healing, that half year I worked for.
آن شفابخشی، آن شش ماه که من برای آن کار کردم.
منبع: BBC Listening Collection July 2016لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید