farmwork

[ایالات متحده]/ˈfɑːmwɜːk/
[بریتانیا]/ˈfɑrmˌwɜrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کار کشاورزی؛ وظایف کشاورزی؛ کارهای مرتبط با مزرعه

عبارات و ترکیب‌ها

farmwork schedule

برنامه کار مزرعه

farmwork duties

وظایف مزرعه

farmwork tasks

وظایف مزرعه

farmwork hours

ساعت کار مزرعه

farmwork training

آموزش مزرعه

farmwork experience

تجربه مزرعه

farmwork skills

مهارت های مزرعه

farmwork equipment

تجهیزات مزرعه

farmwork assistance

کمک مزرعه

farmwork benefits

مزایای مزرعه

جملات نمونه

farmwork can be exhausting but rewarding.

کشیدن بار و برداشت محصول می‌تواند خسته‌کننده اما پاداش‌دهنده باشد.

many people enjoy farmwork during the summer.

بسیاری از مردم از انجام کار در مزرعه در طول تابستان لذت می‌برند.

she learned the basics of farmwork from her grandparents.

او اصول اولیه کار در مزرعه را از پدربزرگ و مادربزرگش یاد گرفت.

farmwork requires a lot of physical strength.

کشیدن بار و برداشت محصول به مقدار زیادی قدرت بدنی نیاز دارد.

he spends his weekends doing farmwork.

او آخر هفته‌های خود را با انجام کار در مزرعه سپری می‌کند.

farmwork can help you connect with nature.

کشیدن بار و برداشت محصول می‌تواند به شما کمک کند تا با طبیعت ارتباط برقرار کنید.

she enjoys learning new techniques for farmwork.

او از یادگیری تکنیک‌های جدید برای کار در مزرعه لذت می‌برد.

farmwork often involves planting and harvesting crops.

کشیدن بار و برداشت محصول اغلب شامل کاشت و برداشت محصولات می‌شود.

many students participate in farmwork programs for experience.

بسیاری از دانش‌آموزان برای کسب تجربه در برنامه‌های کار در مزرعه شرکت می‌کنند.

farmwork can be a great way to spend time outdoors.

کشیدن بار و برداشت محصول می‌تواند راهی عالی برای گذراندن وقت در فضای باز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید