farries

[ایالات متحده]/ˈfærɪz/
[بریتانیا]/ˈfærɪz/

ترجمه

n. صورت جمع یا صورت سوم شخص مفرد فاری؛ یک نام خانوادگی (Farry)

جملات نمونه

the farries danced in the moonlit forest.

فرازی‌ها در جنگل روشن‌شده با ماه‌تاب رقصیدند.

children believe that farries live in magical gardens.

کودکان می‌گویند فرازی‌ها در باغ‌های جادویی زندگی می‌کنند.

the old woman claimed to have seen farries near the stream.

زن سالمند گفت که فرازی‌ها را در نزدیک جریان آب دیده‌است.

farries are said to leave gifts for those who are kind.

گفته می‌شود فرازی‌ها به کسانی که لطف می‌کنند هدیه می‌گذارند.

garden farries protect the flowers and plants from harm.

فرازی‌های باغ گیاهان و گل‌ها را از آسیب‌ها حفظ می‌کنند.

many cultures have legends about farries and their magic.

بیشمار فرهنگ‌ها داستان‌هایی درباره فرازی‌ها و جادوی آن‌ها دارند.

the artist painted beautiful farries with delicate wings.

هنرمند فرازی‌های زیبایی را با پرچه‌های نرم نقاشی کرد.

farries are often depicted as tiny beings with sparkles.

فرازی‌ها اغلب به عنوان موجودات کوچکی با نورانیت نمایش داده می‌شوند.

some people keep farries statues in their homes for luck.

بعضی افراد از آبیه‌های فرازی‌ها را در خانه‌های خود برای خوش‌بختی نگه می‌دارند.

the book tells stories of brave farries helping lost travelers.

کتاب داستان‌هایی از فرازی‌های شجاع که سفرکرده‌های گم‌شده را کمک می‌کنند را روایت می‌کند.

farries are believed to be most active during midsummer nights.

فرازی‌ها به عنوان فعال‌ترین موجودات در شب‌های نیمه‌تابستانی شناخته می‌شوند.

in folklore, farries can either help or trick humans.

در داستان‌های مردمی، فرازی‌ها یا به انسان‌ها کمک می‌کنند یا آن‌ها را در گم شدن می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید