| جمع | fartings |
farting loudly
گاز بلند
farting around
گاز در اطراف
farting noise
صدای گاز
farting dog
سگ گاز کننده
farting contest
مسابقه گاز
farting baby
نوزاد گاز کننده
farting friends
دوستان گاز کننده
farting sound
صدای گاز
farting incident
حادثه گاز
farting game
بازی گاز
he couldn't stop farting during the meeting.
او نمیتوانست از دست کردن گاز در طول جلسه جلوگیری کند.
farting can sometimes be embarrassing in public places.
دست کردن گاز گاهی اوقات در مکانهای عمومی شرمآور است.
she laughed when she heard him farting in the other room.
وقتی او را در اتاق دیگر دست میکرد شنید، خندید.
farting is a natural bodily function.
دست کردن گاز یک عمل طبیعی بدن است.
he tried to hide his farting by coughing.
او سعی کرد با سرفه کردن دست کردن گاز خود را پنهان کند.
farting can be a sign of digestive issues.
دست کردن گاز میتواند نشانهای از مشکلات گوارشی باشد.
they joked about farting while camping.
در حالی که کمپ میکردند در مورد دست کردن گاز شوخی میکردند.
farting contests are popular among friends.
مسابقات دست کردن گاز در بین دوستان محبوب است.
he felt embarrassed after farting in front of his crush.
بعد از دست کردن گاز جلوی کسی که دوستش داشت شرمنده شد.
she blamed the dog for the farting noise.
او سر تقصیر دست کردن گاز را به سگ انداخت.
farting loudly
گاز بلند
farting around
گاز در اطراف
farting noise
صدای گاز
farting dog
سگ گاز کننده
farting contest
مسابقه گاز
farting baby
نوزاد گاز کننده
farting friends
دوستان گاز کننده
farting sound
صدای گاز
farting incident
حادثه گاز
farting game
بازی گاز
he couldn't stop farting during the meeting.
او نمیتوانست از دست کردن گاز در طول جلسه جلوگیری کند.
farting can sometimes be embarrassing in public places.
دست کردن گاز گاهی اوقات در مکانهای عمومی شرمآور است.
she laughed when she heard him farting in the other room.
وقتی او را در اتاق دیگر دست میکرد شنید، خندید.
farting is a natural bodily function.
دست کردن گاز یک عمل طبیعی بدن است.
he tried to hide his farting by coughing.
او سعی کرد با سرفه کردن دست کردن گاز خود را پنهان کند.
farting can be a sign of digestive issues.
دست کردن گاز میتواند نشانهای از مشکلات گوارشی باشد.
they joked about farting while camping.
در حالی که کمپ میکردند در مورد دست کردن گاز شوخی میکردند.
farting contests are popular among friends.
مسابقات دست کردن گاز در بین دوستان محبوب است.
he felt embarrassed after farting in front of his crush.
بعد از دست کردن گاز جلوی کسی که دوستش داشت شرمنده شد.
she blamed the dog for the farting noise.
او سر تقصیر دست کردن گاز را به سگ انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید