pooting around
گشت و گذار
pooting noise
صدای پوتینگ
pooting sound
صداي پوتینگ
pooting contest
مسابقه پوتینگ
pooting friend
دوست پوتینگ
pooting moment
لحظه پوتینگ
pooting session
جلسه پوتینگ
pooting baby
بچه پوتینگ
pooting dog
سگ پوتینگ
pooting incident
حادثه پوتینگ
he couldn't stop pooting during the meeting.
او نمیتوانست در طول جلسه از تولید صدا جلوگیری کند.
the baby was pooting loudly in the crib.
نوزاد به طور بلند در تختخواب صدا تولید میکرد.
she laughed after pooting in the quiet room.
او بعد از تولید صدا در اتاق آرام خندید.
pooting can sometimes be embarrassing.
تولید صدا گاهی اوقات میتواند خجالتآور باشد.
he tried to blame the pooting on the dog.
او سعی کرد تقصیر تولید صدا را به سگ نسبت دهد.
they all heard him pooting during the movie.
همه صدای او را در طول فیلم شنیدند.
pooting is a natural part of digestion.
تولید صدا بخشی طبیعی از گوارش است.
she felt relieved after pooting in the car.
او بعد از تولید صدا در ماشین احساس راحتی کرد.
he tried to hold back his pooting during dinner.
او سعی کرد از تولید صدا در هنگام شام جلوگیری کند.
the kids giggled at the sound of pooting.
بچهها با صدای تولید صدا خندیدند.
pooting around
گشت و گذار
pooting noise
صدای پوتینگ
pooting sound
صداي پوتینگ
pooting contest
مسابقه پوتینگ
pooting friend
دوست پوتینگ
pooting moment
لحظه پوتینگ
pooting session
جلسه پوتینگ
pooting baby
بچه پوتینگ
pooting dog
سگ پوتینگ
pooting incident
حادثه پوتینگ
he couldn't stop pooting during the meeting.
او نمیتوانست در طول جلسه از تولید صدا جلوگیری کند.
the baby was pooting loudly in the crib.
نوزاد به طور بلند در تختخواب صدا تولید میکرد.
she laughed after pooting in the quiet room.
او بعد از تولید صدا در اتاق آرام خندید.
pooting can sometimes be embarrassing.
تولید صدا گاهی اوقات میتواند خجالتآور باشد.
he tried to blame the pooting on the dog.
او سعی کرد تقصیر تولید صدا را به سگ نسبت دهد.
they all heard him pooting during the movie.
همه صدای او را در طول فیلم شنیدند.
pooting is a natural part of digestion.
تولید صدا بخشی طبیعی از گوارش است.
she felt relieved after pooting in the car.
او بعد از تولید صدا در ماشین احساس راحتی کرد.
he tried to hold back his pooting during dinner.
او سعی کرد از تولید صدا در هنگام شام جلوگیری کند.
the kids giggled at the sound of pooting.
بچهها با صدای تولید صدا خندیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید