pooting

[ایالات متحده]/ˈpuːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpuːtɪŋ/

ترجمه

n. مدفوع; گاز; شخص حقیر
vi. گاز روده را رها کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pooting around

گشت و گذار

pooting noise

صدای پوتینگ

pooting sound

صداي پوتینگ

pooting contest

مسابقه پوتینگ

pooting friend

دوست پوتینگ

pooting moment

لحظه پوتینگ

pooting session

جلسه پوتینگ

pooting baby

بچه پوتینگ

pooting dog

سگ پوتینگ

pooting incident

حادثه پوتینگ

جملات نمونه

he couldn't stop pooting during the meeting.

او نمی‌توانست در طول جلسه از تولید صدا جلوگیری کند.

the baby was pooting loudly in the crib.

نوزاد به طور بلند در تخت‌خواب صدا تولید می‌کرد.

she laughed after pooting in the quiet room.

او بعد از تولید صدا در اتاق آرام خندید.

pooting can sometimes be embarrassing.

تولید صدا گاهی اوقات می‌تواند خجالت‌آور باشد.

he tried to blame the pooting on the dog.

او سعی کرد تقصیر تولید صدا را به سگ نسبت دهد.

they all heard him pooting during the movie.

همه صدای او را در طول فیلم شنیدند.

pooting is a natural part of digestion.

تولید صدا بخشی طبیعی از گوارش است.

she felt relieved after pooting in the car.

او بعد از تولید صدا در ماشین احساس راحتی کرد.

he tried to hold back his pooting during dinner.

او سعی کرد از تولید صدا در هنگام شام جلوگیری کند.

the kids giggled at the sound of pooting.

بچه‌ها با صدای تولید صدا خندیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید