silent farts
گازهای بیصدا
loud farts
گازهای بلند
smelly farts
گازهای بدبو
funny farts
گازهای خندهدار
sneaky farts
گازهای پنهانی
toxic farts
گازهای سمی
regular farts
گازهای معمولی
random farts
گازهای تصادفی
awkward farts
گازهای ناخوشایند
unexpected farts
گازهای غیرمنتظره
he always blames the dog when he farts.
او همیشه وقتی دستشویی میکند، سگ را مقصر میداند.
she laughed when he accidentally farted during the meeting.
وقتی او در حین جلسه دستشویی کرد، او خندید.
it's embarrassing when you fart in public.
وقتی در حضور عموم دستشویی میکنید، خججت آور است.
he tried to hold in his farts during the movie.
او سعی کرد در حین تماشای فیلم دستشویی خود را نگه دارد.
they joked about who farts the loudest.
آنها درباره اینکه چه کسی بلندتر دستشویی میکند، شوخی کردند.
farts can be funny in the right context.
دستشویی کردن میتواند در شرایط مناسب خندهدار باشد.
he made a funny face after he farted.
بعد از دستشویی کردن، چهره خندهای کرد.
she couldn't stop laughing after he farted.
او نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد بعد از اینکه دستشویی کرد.
farts are a natural part of digestion.
دستشویی کردن بخشی طبیعی از گوارش است.
he always tries to blame it on the cat when he farts.
او همیشه سعی میکند وقتی دستشویی میکند، آن را به گربه نسبت دهد.
silent farts
گازهای بیصدا
loud farts
گازهای بلند
smelly farts
گازهای بدبو
funny farts
گازهای خندهدار
sneaky farts
گازهای پنهانی
toxic farts
گازهای سمی
regular farts
گازهای معمولی
random farts
گازهای تصادفی
awkward farts
گازهای ناخوشایند
unexpected farts
گازهای غیرمنتظره
he always blames the dog when he farts.
او همیشه وقتی دستشویی میکند، سگ را مقصر میداند.
she laughed when he accidentally farted during the meeting.
وقتی او در حین جلسه دستشویی کرد، او خندید.
it's embarrassing when you fart in public.
وقتی در حضور عموم دستشویی میکنید، خججت آور است.
he tried to hold in his farts during the movie.
او سعی کرد در حین تماشای فیلم دستشویی خود را نگه دارد.
they joked about who farts the loudest.
آنها درباره اینکه چه کسی بلندتر دستشویی میکند، شوخی کردند.
farts can be funny in the right context.
دستشویی کردن میتواند در شرایط مناسب خندهدار باشد.
he made a funny face after he farted.
بعد از دستشویی کردن، چهره خندهای کرد.
she couldn't stop laughing after he farted.
او نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد بعد از اینکه دستشویی کرد.
farts are a natural part of digestion.
دستشویی کردن بخشی طبیعی از گوارش است.
he always tries to blame it on the cat when he farts.
او همیشه سعی میکند وقتی دستشویی میکند، آن را به گربه نسبت دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید