fascicule

[ایالات متحده]/ˈfæsɪkjuːl/
[بریتانیا]/ˈfæsɪkjuːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی یا قسمت از یک کتاب؛ یک جلد یا قسط از یک نشریه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fascicule cover

جلد پوشه

fascicule number

شماره پوشه

fascicule title

عنوان پوشه

fascicule content

محتوای پوشه

fascicule series

سری پوشه

fascicule edition

نسخه پوشه

fascicule publication

انتشار پوشه

fascicule format

قالب پوشه

fascicule issue

چاپ پوشه

fascicule author

نویسنده پوشه

جملات نمونه

each fascicule contains detailed information on the topic.

هر مجلد حاوی اطلاعات دقیق در مورد موضوع است.

the fascicule was published quarterly with new research findings.

این مجلد به صورت سه ماهه با یافته های تحقیقات جدید منتشر شد.

he collected all the fascicules to complete his library.

او تمام مجلدات را جمع آوری کرد تا کتابخانه خود را تکمیل کند.

this fascicule focuses on environmental issues.

این مجلد بر مسائل زیست محیطی تمرکز دارد.

the fascicule includes contributions from various authors.

این مجلد شامل مشارکت هایی از نویسندگان مختلف است.

students received a fascicule as part of their course materials.

دانشجویان به عنوان بخشی از مواد درسی خود، یک مجلد دریافت کردند.

we need to review the latest fascicule for our project.

ما باید آخرین مجلد را برای پروژه خود بررسی کنیم.

the fascicule provided insights into historical events.

این مجلد بینش هایی در مورد وقایع تاریخی ارائه داد.

she wrote an article for the upcoming fascicule.

او مقاله‌ای برای مجله آینده نوشت.

each fascicule is beautifully illustrated to enhance understanding.

هر مجلد به زیبایی مصور شده است تا درک را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید