fascinatedly

[ایالات متحده]/ˈfæs.ɪ.neɪ.tɪd.li/
[بریتانیا]/ˈfæs.ɪ.neɪ.tɪd.li/

ترجمه

adv. به طریقی که نشان دهنده علاقه یا جذابیت زیاد است

عبارات و ترکیب‌ها

fascinatedly watching

با علاقه تماشگري

fascinatedly listening

با علاقه گوش دادن

fascinatedly observing

با علاقه مشاهده كردن

fascinatedly reading

با علاقه خواندن

fascinatedly exploring

با علاقه كشف كردن

fascinatedly learning

با علاقه يادگيري

fascinatedly discovering

با علاقه كشف كردن

fascinatedly creating

با علاقه خلق كردن

fascinatedly dreaming

با علاقه روياپردازي كردن

fascinatedly imagining

با علاقه تصور كردن

جملات نمونه

she listened to the story fascinatedly.

او با علاقه داستان را گوش کرد.

the children watched the magician fascinatedly.

کودکان با علاقه به تماشای شعبده‌باز رفتند.

he read the book fascinatedly, losing track of time.

او با علاقه کتاب را خواند و گذر زمان را فراموش کرد.

they gazed at the stars fascinatedly.

آنها با علاقه به ستارگان خیره شدند.

she explained the science project fascinatedly.

او پروژه علمی را با علاقه توضیح داد.

the audience watched the performance fascinatedly.

تماشاگران با علاقه به تماشای اجرا رفتند.

he spoke about his travels fascinatedly.

او با علاقه در مورد سفرهايش صحبت کرد.

they explored the museum fascinatedly.

آنها با علاقه موزه را کاوش کردند.

she listened to the music fascinatedly.

او با علاقه به گوشیدن به موسیقی پرداخت.

he watched the documentary fascinatedly.

او با علاقه به تماشای مستند پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید