fathomless

[ایالات متحده]/'fæð(ə)mləs/
[بریتانیا]/ˈfæ ðəmlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل درک یا اندازه‌گیری; بسیار عمیق

عبارات و ترکیب‌ها

fathomless depths

اعماق بی‌پایان

fathomless mystery

معمای بی‌پایان

fathomless abyss

دره عمیق بی‌پایان

جملات نمونه

a man of fathomless energy

مردی با انرژی بی‌پایان

The ocean is fathomless in its depths.

اقیانوس در اعماق آن بی‌پایان است.

Her eyes held a fathomless sadness.

چشمانش غم بی‌پایانی را در خود داشتند.

The universe is filled with fathomless mysteries.

جهان پر از اسرار بی‌پایان است.

His knowledge on the subject seemed fathomless.

دانش او در این زمینه به نظر بی‌پایان می‌رسید.

The artist's creativity was fathomless.

خلاقیت هنرمند بی‌پایان بود.

The old library contained fathomless wisdom.

کتابخانه قدیمی حاوی حکمت بی‌پایانی بود.

The complexity of the issue was fathomless.

پیچیدگی این موضوع بی‌پایان بود.

In his eyes, there was a fathomless depth of emotion.

در چشمانش عمق احساسی بی‌پایان وجود داشت.

The fathomless darkness of the cave was unsettling.

تاریکی بی‌پایان غار آزاردهنده بود.

The professor's knowledge was fathomless.

دانش استاد بی‌پایان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید