fatnesses

[ایالات متحده]/ˈfætnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfætnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت چاق بودن؛ وزن اضافی بدن؛ چربی یا روغنی بودن؛ باروری یا غنای خاک

عبارات و ترکیب‌ها

different fatnesses

درجات مختلف چربی

body fatnesses

چربی‌های بدن

various fatnesses

چربی‌های متنوع

fatnesses comparison

مقایسه چربی‌ها

fatnesses index

شاخص چربی

fatnesses analysis

تجزیه و تحلیل چربی‌ها

fatnesses measurement

اندازه‌گیری چربی‌ها

fatnesses assessment

ارزیابی چربی‌ها

fatnesses distribution

توزیع چربی‌ها

fatnesses levels

سطح چربی‌ها

جملات نمونه

the study focused on the fatnesses of different animal species.

مطالعه بر روی چربی‌های گونه‌های مختلف حیوانات متمرکز بود.

scientists are examining the fatnesses of various diets.

دانشمندان در حال بررسی چربی‌های رژیم‌های غذایی مختلف هستند.

fatnesses can be influenced by genetic factors.

چربی‌ها می‌توانند تحت تأثیر عوامل ژنتیکی قرار گیرند.

the fatnesses of the animals were recorded for analysis.

چربی‌های حیوانات برای تجزیه و تحلیل ثبت شدند.

health experts warn about the dangers of extreme fatnesses.

متخصصان بهداشت در مورد خطرات چربی‌های شدید هشدار می‌دهند.

different regions have varying fatnesses among their populations.

مناطق مختلف دارای چربی‌های متفاوت در میان جمعیت خود هستند.

the researchers published their findings on fatnesses in children.

محققان یافته‌های خود در مورد چربی‌ها در کودکان منتشر کردند.

fatnesses can lead to serious health issues if not managed.

چربی‌ها می‌توانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند اگر مدیریت نشوند.

understanding fatnesses is crucial for developing effective treatments.

درک چربی‌ها برای توسعه درمان‌های مؤثر حیاتی است.

dietary changes can significantly reduce fatnesses over time.

تغییرات رژیم غذایی می‌تواند به طور قابل توجهی چربی‌ها را در طول زمان کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید