fatty

[ایالات متحده]/'fætɪ/
[بریتانیا]/'fæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی مقدار زیادی چربی؛ مشخصه با چربی اضافی
n. [محاوره‌ای] شخصی که اضافه وزن دارد

عبارات و ترکیب‌ها

fatty acid

اسید چرب

fatty liver

کبد چرب

fatty alcohol

الکل چرب

unsaturated fatty acid

اسید چرب غیراشباع

fatty acid ester

استر اسید چرب

fatty oil

روغن چربی

free fatty acid

اسید چرب آزاد

saturated fatty acid

اسید چرب اشباع شده

fatty tissue

بافت چربی

fatty amine

آمین چرب

fatty degeneration

تحلیل رفتن چربی

essential fatty acid

چربی ضروری

volatile fatty acid

اسید چرب فرار

higher fatty acid

اسید چرب با وزن مولکولی بالا

fatty substance

ماده چربی

fatty acid oxidation

اکسیداسیون اسید چرب

جملات نمونه

fatty food; fatty deposits.

غذاي چرب؛ رسوبات چرب

fatty degeneration of the liver.

چربی‌زدگی کبد

go easy on fatty foods.

در مصرف غذاهاي چرب آسيب نرسانيد.

the fatty sheath around nerve fibres.

غلاف چرب در اطراف الیاف عصبی.

A food that is too fatty may cause indigestion.

غذاي زياد چرب ممکن است باعث سوء هاضمه شود.

start today by cutting out fatty foods.

امروز با حذف غذاهای چرب شروع کنید.

a fatty oil from halibut livers

یک روغن چرب از کبد هالیبوت

The processes about zymohydrolysis of lipase, microbiological conversion of fatty acid and fattyalcohol,production of unsaturated fatty acid by microbe,are introduced.

فرآیندهای مربوط به زیموهیدرولیز لیپاز، تبدیل میکروبی اسیدهای چرب و الکل‌های چرب، تولید اسیدهای چرب غیر اشباع توسط میکروارگانیسم معرفی شده اند.

The fatty substances have been rendered down.

مواد چرب پالایش شده اند.

too much fatty food makes your arteries clog up .

خوردن بیش از حد غذای چرب باعث می‌شود عروق خونی شما مسدود شود.

Improve immunity, and supply choline, inosite, prerequisite fatty acid and other nutrients.

تقویت سیستم ایمنی، تامین کولین، اینوزیتول، اسیدهای چرب ضروری و سایر مواد مغذی.

The turbidity was induced mainly by inorganic salt in seriflux and the ethyl fatty acid in brut liquor.

اب سنگینی عمدتاً به دلیل نمک غیرآلی در سریفلوکس و اسیدهای چرب اتیل در مشروب بروت ایجاد شد.

Objective It is to explore the therapeutic effect of Jiawei Sini Pulvi s (JWSNP) on fatty liver (FL) patient with hyperlipaemia.

هدف بررسی اثر درمانی پودر جیا وی سنی (JWSNP) بر روی بیماران مبتلا به کبد چرب (FL) با هایپرلیپیدمی است.

It is most likely that cholesterol and bile acid hyposecretion make the AKR strain susceptible to the development of fatty livers and resistant to gallstone formation.

به احتمال زیاد، کمبود کلسترول و اسید صفراوی باعث می شود سویه AKR در برابر ابتلا به کبد چرب و مقاومت در برابر تشکیل سنگ صفراوی آسیب پذیر باشد.

The lipotropic effect of threonine and lysine might result from their enhancement of fatty acid oxidation activityin liver mitochondria.

اثر لیپوتروپیک تئورئین و لیزین ممکن است ناشی از افزایش فعالیت اکسیداسیون اسیدهای چرب در میتوکندری‌های کبدی باشد.

Fatty liver: Pelvic inflammation, department of gynaecology inflammation, insomnia, cephalea, nervosism.

کبد چرب: التهاب لگن، التهاب بخش زنان، بی‌خوابی، سردرد، عصبی بودن.

This is the saturation that contains because of chocolate place many tristearin acid and palmitin acid are contained in fatty acid.

این اشباع است که به دلیل وجود شکلات حاوی اسید تری استارین و اسید پالمتیک در اسید چرب است.

The polymer of natural fatty acid bipolymer of fatty caid, its structure, properties, manufacture, kind,quality, use and market etc. are also written in the article.

پلیمر اسید چرب طبیعی، پلیمر دو فلزی اسید چرب، ساختار، خواص، تولید، نوع، کیفیت، کاربرد و بازار و غیره نیز در مقاله نوشته شده است.

Dihydroxy fatty acids as additives in rapeseed oil show better friction-reduction and antiwear properties than monohydroxy fatty acids in the same base stock.

اسیدهای چرب دی هیدروکسی به عنوان افزودنی در روغن هسته کدوی (rapeseed) نشان می دهند که خواص کاهش اصطکاک و ضد سایش بهتری نسبت به اسیدهای چرب مونو هیدروکسی در پایه یکسان دارند.

نمونه‌های واقعی

People with more fatty tissue have less water than people with less fatty tissue.

افرادی که بافت چربی بیشتری دارند، آب کمتری نسبت به افرادی که بافت چربی کمتری دارند، دارند.

منبع: VOA Special August 2018 Collection

Patty, Patty is a fatty, has a face just like a ratty!

پَتی، پَتی یک فرد چاق است، چهره‌ای شبیه به یک موش دارد!

منبع: Diary of a Wimpy Kid: The Original Movie

The axons are intermittently wrapped in a fatty substance called myelin.

ناکسون‌ها به طور متناوب در یک ماده چرب به نام میلین پوشیده شده‌اند.

منبع: Osmosis - Nerve

I like apple pie, but I find that pastry's too fatty for me now.

من پای سیب دوست دارم، اما احساس می‌کنم شیرینی آن برای من خیلی چرب است.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

He got the nickname “fatty” because he was very fat.

او به دلیل اینکه خیلی چاق بود، لقب "چاقالو" را به دست آورد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

You got me again. This isn't nonfat yogurt. This is fatty fat fat.

باز هم گیر دادی. این ماست کم‌چرب نیست. این چرب، چرب، چرب است.

منبع: The Big Bang Theory Season 3

Hulloa, fatty. What do you want?

سلام چاقالو. چی می‌خوای؟

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Eating fatty food can result in heart disease.

خوردن غذای چرب می‌تواند منجر به بیماری قلبی شود.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

You hulked out on a bunch of fatties.

تو با یک مشت چاقالو درگیر شدی.

منبع: Our Day This Season 1

What is the fattiest organ in the human body?

چربی‌ترین اندام در بدن انسان چیست؟

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید