fattier

[ایالات متحده]/[ˈfætiə]/
[بریتانیا]/[ˈfætiər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چاق‌تر؛ حاوی چربی بیشتر؛ مربوط به یا مشخصه چربی.
adv. به روش چاق.

عبارات و ترکیب‌ها

fattier than him

چاق‌تر از او

getting fattier

در حال چاق‌تر شدن

much fattier

خیلی چاق‌تر

fattier now

حالا چاق‌تر

fattier food

غذا چاق‌تر

seemed fattier

چاق‌تر به نظر می‌رسید

fattier choice

انتخاب چاق‌تر

fattier cut

برش چاق‌تر

fattier layer

لایه چاق‌تر

fattier style

سبک چاق‌تر

جملات نمونه

the chocolate cake was fattier than the vanilla one.

کیک شکلاتی چاق‌تر از کیک وانیلی بود.

a fattier cut of beef is often more flavorful.

یک تکه گوشت چاق‌تر معمولاً خوشمزه‌تر است.

he prefers a fattier milk for his coffee.

او ترجیح می‌دهد برای قهوه‌اش شیر چاق‌تر استفاده کند.

the chef used a fattier sauce to enrich the dish.

سرآشپز از یک سس چاق‌تر برای غنی کردن غذا استفاده کرد.

compared to the lean version, this soup is fattier.

در مقایسه با نسخه کم‌چرب، این سوپ چاق‌تر است.

the fish had a fattier texture than i expected.

بافت ماهی چاق‌تر از آنچه انتظار داشتم بود.

she found the yogurt too fattier for her taste.

او ماست را برای سلیقه‌اش خیلی چاق‌تر یافت.

the seeds from this plant are considerably fattier.

دانه‌های این گیاه به طور قابل توجهی چاق‌تر هستند.

a fattier soil is better for growing potatoes.

خاک چاق‌تر برای رشد سیب‌زمینی بهتر است.

the groundhog's coat was fattier before winter.

پوشش خرگوش زمینی قبل از زمستان چاق‌تر بود.

this brand offers a fattier option for those who prefer it.

این برند یک گزینه چاق‌تر برای کسانی که آن را ترجیح می‌دهند ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید