faultless

[ایالات متحده]/'fɔːltlɪs/
[بریتانیا]/'fɔltləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کامل; بدون هیچ نقص یا اشتباهی

جملات نمونه

When I was eight years old,my parents were faultless gods.

وقتی هشت سال داشتم، والدین من خدایان بی‌نقص بودند.

her faultless taste in fashion

سلیقه بی‌نقص او در مد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید