favourability

[ایالات متحده]/ˌfeɪ.vərˈeɪ.bɪ.lɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌfeɪ.vɚˈeɪ.bɪ.lɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت سودمند یا مفید بودن؛ حمایت یا تأیید

عبارات و ترکیب‌ها

high favourability

اوج مطلوبیت

favourability score

نمره مطلوبیت

favourability index

شاخص مطلوبیت

overall favourability

مطلوبیت کلی

favourability rating

رتبه مطلوبیت

favourability trend

روند مطلوبیت

favourability analysis

تجزیه و تحلیل مطلوبیت

favourability assessment

ارزیابی مطلوبیت

favourability level

سطح مطلوبیت

favourability factor

عامل مطلوبیت

جملات نمونه

her favourability towards the proposal was evident.

حمایت آشکار او از پیشنهاد مشهود بود.

the survey revealed a high level of favourability for the new policy.

نتایج نظرسنجی نشان داد که سطح بالایی از حمایت از سیاست جدید وجود دارد.

favourability ratings can influence election outcomes.

امتیازات حمایت می‌توانند بر نتایج انتخابات تأثیر بگذارند.

they measured the favourability of the brand among consumers.

آنها میزان حمایت از برند در میان مصرف‌کنندگان را اندازه‌گیری کردند.

his favourability among his peers has grown significantly.

حمایت از او در بین همسالان به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

favourability can change based on recent events.

حمایت می‌تواند بر اساس وقایع اخیر تغییر کند.

the company's favourability has improved after the successful product launch.

حمایت از شرکت پس از عرضه موفقیت‌آمیز محصول بهبود یافته است.

understanding public favourability is crucial for marketing strategies.

درک حمایت عمومی برای استراتژی‌های بازاریابی بسیار مهم است.

favourability towards environmental initiatives is increasing.

حمایت از طرح‌های زیست‌محیطی در حال افزایش است.

the politician's favourability ratings dropped after the scandal.

امتیازات حمایت از سیاستمدار پس از رسوایی کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید