favourableness

[ایالات متحده]/ˈfeɪvərəblnəs/
[بریتانیا]/ˈfeɪvərəblnəs/

ترجمه

n. کیفیت سودمند یا مفید بودن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

favourableness of conditions

آثار مثبت شرایط

favourableness for growth

آثار مثبت برای رشد

favourableness of climate

آثار مثبت آب و هوا

favourableness of policies

آثار مثبت سیاست ها

favourableness in negotiations

آثار مثبت در مذاکرات

favourableness for investment

آثار مثبت برای سرمایه گذاری

favourableness of opportunities

آثار مثبت فرصت ها

favourableness for success

آثار مثبت برای موفقیت

favourableness in business

آثار مثبت در کسب و کار

favourableness of resources

آثار مثبت منابع

جملات نمونه

his favourableness towards the proposal surprised everyone.

مهم بودن پیشنهاد برای او باعث تعجب همه شد.

the favourableness of the climate is essential for agriculture.

آب و هوای مناسب برای کشاورزی ضروری است.

she spoke about the favourableness of the new policy.

او در مورد مناسب بودن سیاست جدید صحبت کرد.

we need to assess the favourableness of the market conditions.

ما باید شرایط بازار را ارزیابی کنیم.

the favourableness of the location attracted many investors.

موقعیت مناسب بسیاری از سرمایه گذاران را جذب کرد.

there is a general favourableness towards renewable energy.

به طور کلی، علاقه زیادی به انرژی های تجدیدپذیر وجود دارد.

his favourableness in the community has grown over the years.

محبوبیت او در جامعه در طول سال ها افزایش یافته است.

the favourableness of the conditions allowed for a successful event.

شرایط مناسب اجازه برگزاری یک رویداد موفقیت آمیز را داد.

she noted the favourableness of the feedback received.

او به مناسب بودن بازخورد دریافتی اشاره کرد.

favourableness in negotiations can lead to better outcomes.

مناسب بودن در مذاکرات می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید